برگ برنده

آدرس این وبلاگ به سایت زیر انتقال پیدا کرد: http://bargebarandeh.ir/

آب شارژ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391ساعت 15:9  توسط وحيد  | 

فروش شارژ ایرانسل همراه اول و تالیا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1391ساعت 11:29  توسط وحيد  | 

ادرس جدید وبلاگ

ادرس جدید :

برای ورود روی لینک زیر کلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 14:5  توسط وحيد  | 

تصویر هیوندای جنسیس جدید لو رفت

http://www.pedal.ir/wp-content/uploads/2910522992144993777.jpg

یکی از کارمندان هیوندای موتورز کره جنوبی ناخواسته تصویر بسیار مهمی را با گوشی همراه خود ثبت کرد. در این عکس، چهره Genesis‌ کوپه جدید به خوبی مشاهده می‌‌شود. پیش‌تر گفته شده بود که مدل‌های سال آینده با پیشرانه‌های 3.6 لیتری شش سیلندر Vشکل 333 اسب‌بخاری با 394 نیوتن‌متر گشتاور وارد بازار خواهند شد. هیوندای برنامه‌ رونمایی از این خودرو را برای نمایشگاه دیترویت ریخته بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 17:15  توسط وحيد  | 

مسابقه درگ هیئت استان تهران 11 شهریور ساعت 11


محل برگزاری : انتهای اتوبان نواب به سمت تندگویان بوستان ولایت ( فرودگاه قلعه مرغی سابق ) نکاتی در خصوص مسابقات درگ : به گزارش CarXR.com : در سال 85 اولین مسابقه درگ با کمک هیئت موتور سواری و اتومبیلرانی استان تهران در مجموعه پروازی آسمان ری برگزار شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 17:7  توسط وحيد  | 

تویوتا اف جی کروز


اف جی کروز

قیمت خودرو: 850,000,000 ریال

حجم موتور:3956cc

http://www.irtoya.com/portal/Portals/0/PropertyAgent/385/Images/120.jpg

مشخصات فنی و دیگر تصاویر در ادامه مطلب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 10:14  توسط وحيد  | 

مازراتی گرن توریسمو MC استرادل مدل 2012

کمپانی ایتالیایی مازراتی از سال ۲۰۰۷ تاکنون که اقدام به تولید مدل گرن توریسمو کرده موفق شده به دلیل مواجه شدن با استقبال خوب بازار ، آن را در مدل هایی چون گرن توریسمو ، SS اتوماتیک ، MC ، MC اسپرت لاین ، گرن کابیرو و به تازگی MC استرادل تولید کند .

مشخصات کامل و عکس های بیشتر در ادامه مطلب ....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 17:17  توسط وحيد  | 

BMW 740i

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 0:4  توسط وحيد  | 

دوج چارجر پلیس با 900 اسب بخار

دوج چارجر پلیس با 900 اسب بخار


http://dc401.4shared.com/img/8l3gEvLn/s7/broward.jpg

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید.

منتظر کلیپ این خودرو 900 اسب بخاری باشید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 23:24  توسط وحيد  | 

با 5 تا 15 میلیون تومان گالانت بخریم؟

سال اول این خودرو با نام Colt Galant در دسامبر سال 1969 به بازار عرضه شد. از سال 1971 در بازار آمریکا با نام Chrysler Valiantu Galant، Dodge Colt به فروش می‌رسید. همچنین در نمونه‌های دودر کوپه، چهاردر سدان و پنج‌در استیشن‌واگن تولید شد و با موتورهای 3/1، 4/1، 5/1، 6/1 و 7/1 لیتری به بازار عرضه شد. اما نسل دوم گالانت که سال 1973آغاز شد و تا سال 1976 ادامه داشت.

http://www.dkmag.net/media/k2/items/cache/ca518bf183c339c376b4bdc5c275df01_XL.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 10:28  توسط وحيد  | 

کامارو 2010 در زنجان

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 18:58  توسط وحيد  | 

ACTYON - KYRON - REXTON... این سهچینی غریب

  از لحاظ فنی،ACTYON از یک موتور 4 سیلندر به حجم 2295 سی سی بهره می برد که توان تولید 150 اسب بخار را دارد که این نیرو به وسیله ی گیربکس 6 سرعته ی اتوماتیک به چهار چرخ منتقل می شود و در نهایت با تندی 164 کیلومتر بر ساعت می تازد،باک آن 75 لیتر گنجایش دارد و در هر صد کیلومتر 6/9 لیتر می سوزاند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 12:23  توسط وحيد  | 

خاور شهری باموتور دیزلی در رنگ های متنوع آمد

http://www.dkmag.net/media/k2/items/cache/0d4be46703e4caec7901c928d2f5e122_XL.jpg

نیسان‌های آبی‌رنگ معروف که با سرعت‌ و سبقت‌های باورنکردنی جاده را در تصرف خود دارند را همه می شناسند. نیسان جونیور یا همان سایپا24 که بعد به زامیاد 24 تغییر نام داد و به تازگی به شماره28 ترفیع درجه داده شده خودرویی است که بازار وانت ایران را در اختیار دارد. نکته‌ای که در این اعداد وجود دارد حجم موتور این خودرو است. 24 به معنای 4/2 لیتری یا همان 2400 سی‌سی بودن حجم موتور این خودرو است، خودرویی که به خاور شهری نیز معروف است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 16:58  توسط وحيد  | 

پونتیاک سولستیکGXP در ارومیه

http://www.dkmag.net/media/k2/items/cache/6af8f580e799444e5a52119018e87a65_XL.jpg


تردد خودروهای خاص و گذرموقت در دیگر شهرهای کشور رنگ و بوی خاصی به آنها داده است.این بار در شهر ارومیه خودرویی رویت شده که می توان گفت اولین مدل از این خودرو است که وارد کشور شده است. باورود پونتیاک سولستیکGXP به کشور تصاویری از آن دربسیاری از سایت ها منتشر شد.این خودروی آمریکایی مدل 2008 دارای پیشرانه 4سیلندر 2 لیتری توربوشارژر با قدرت تولیدی260 اسب بخار و حداکثر گشتاور353 نیوتن متر بوده که با ظرفیت حمل 2 سرنشین و دارا بودن سقف متحرک قادر است ظرف مدت زمان5.5ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر درساعت دست پیدا کند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 16:51  توسط وحيد  | 

هامر در زنجان

HUMMER
اخبار جدید هامر H2 در زنجان + عکس با پلاک گذر موقت


برای مشاهده عکس به ادامه مطلب بروید.
http://dc393.4shared.com/img/TIj7UpCY/s7/0.4396269991739731/_610_.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 17:34  توسط وحيد  | 

دنا ( مشخصات فنی ، عکس )

برای دیدن عکس و مشخصات فنی خودرو جدید ایران ، دنا  خودرو به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 16:50  توسط وحيد  | 

تست فنی ب ام وX6 در تهران

در اولین شماره جدید سال 1390 هفته نامه دنیای خودرو یک دستگاه بی ام وX6 که به صورت گذرموقت وارد کشور شده است را مورد بررسی قرار داده ایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 15:56  توسط وحيد  | 

مقایسه گروهی مینی ون های آسیایی و آمریکایی


وقتی قرار است در یک آزمون گروهی خودروهای سوپر‌اسپرت را مورد ارزیابی قرار دهید سریع‌ترین خودرو معمولاً برنده است. در مسابقات خودرو‌های آفرود، خودرویی که بهتر بتواند از پس یک مسیر سخت برآید معمولاً انتخاب اول تیم تست خواهد بود. اما در مورد بعضی از کلاس‌های خودرویی وضعیت کمی دشوار است. وقتی مینی ون‌ها را مورد ارزیابی گروهی قرار می‌دهید نه به دنبال سرعت زیاد و نه به دنبال عبور از مسیر‌های سخت. در اینجا باید کارآیی خودرو برای استفاده یک خانواده مورد بررسی قرار گیرد و اینجا است که سختی‌های چنین آزمونی مشخص می‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 12:26  توسط وحيد  | 

آئودی، ایفینیتی و ب ام و در ترازو


توصیه ما به شما این است که رقابت این هفته را حتماً دنبال کنید. رقابتی جذاب بین سه خودروی زیبا که در یک سطح قرار داشته و همگی در زمره خودروهای خوب جهان هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 17:8  توسط وحيد  | 

MG در تهران


غربیلک فرمانش حس اسپرت به آدمی تلقین می‌کند و حس رانند‌گی‌اش بی‌پروایی ماجراجویان انگلیسی را در ذهن تداعی می‌کند. با اینکه حال بیشتر در چین تولید می‌شود و چینی‌‌ها صاحب آن شده‌اند اما اگر به شما نگویند چینی است از کیفیتش متوجه نمی‌شوید که در چین تولید می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 14:44  توسط وحيد  | 

مسابقه شتاب بین سریع‌ترین سواری و قوی‌ترین دودیفرانسیل ایران

مطالب و عكس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 10:31  توسط وحيد  | 

كالبدشكافي مگان


بعد از پيگيري و هماهنگي با روابط‌عمومي شركت پارس‌خودرو، بالاخره زحمات به ثمر نشست و توانستيم براي اولين بار تست ميداني يك خودرو را با تمام فاكتورهاي لازم، انجام دهيم .

گزينه ما مگان1600 بود. جالب اينكه تيم تست دنياي ‌خودرو اولين تيمي بود كه خودرو مگان توليد داخل را تست مي‌كرد. در ضمن خبرنگاران دنياي‌‌خودرو همين مگان را نيز برترين خودرو سال 1386 انتخاب كرده بودند.

براي اين منظور تیمی متشكل از سعيد اعرابيان، امين آزاد، سجاد ولدي و ماني حدادي در يك روز صاف و آفتابي به محل كارخانه پارس‌‌خودرو رفتند و يك مگان دنده‌اي سبزرنگ براي Test drive به دستان سعيد اعرابيان قهرمان اتومبیل رانی ایران سپرده شد . جايتان خالي! سعيد آنقدر سروصدا به پا كرد كه حراست پارس‌‌خودرو سه بار در محل تست حضور پيدا كرد تا از عادي‌بودن شرايط مطمئن شود.

صداي لاستيك‌هاي مگان و دستي‌هاي سعيد آن قدر بلند بود كه تعداد زيادي از كارگران و كارمندان پارس‌خودرو را نيز به كنار پيست كشيده بود و هر يك از آنها نيز با موبايل‌هايشان در حال گرفتن فيلم از مراحل تست بودند.

نتايج اين تست را در دو قسمت يعني بررسي «آپشن‌ها و مشخصات فني»، و همچنين «تست ميداني» براي شما در زير آورده‌ايم.

بررسي آپشن‌ها و مشخصات فني

آن چيز كه مگان را در بدو ورود به ايران انگشت‌‌نما كرد طراحي چراغ‌هاي جلوي آن بود. طراحي خاصي كه گه گاه به عنوان يك گاف هم شمرده مي‌شد. اما حقيقت اين است كه اين سنت طراحي منحصر‌ به مگان نيست. اين فرمت چراغ‌ها را در لاگونا، كالئوس و حتي در كليو هم مي‌توان ديد. طراحي كلي مگان به صورتي است كه در عين وقار خصوصيات اسپرتي هم دارد.

اما آن چيزي كه در وهله اول راننده را جذب مي‌كند جداي از لذت رانندگي كه به موقع توضيح خواهيم داد، آپشن‌هاي فوق‌العاده سودمند اين خودرو است. برخي از اين آپشن‌ها عبارتند از:

1 - سيستم تهويه مطبوع با دريچه‌هاي خروج هوا در چهار گوشه خودرو و فيلتر مخصوص. در صورتي كه اين سيستم با حداكثر قدرت خود كار كند و كسي در صندلي جلو سيگار بكشد، دود آن هرگز نفرات پشتي را آزار نمي‌دهد.

2 - صندلي‌هاي راحت، حتي براي افراد قد بلند. اين صندلي‌ها طوري طراحي شدند كه گودي كمر را نيز پوشش مي‌دهند.

3 - قابليت كنترل سيستم صوتي از روي فرمان. اين سيستم نيز به صورت استاندارد بر روي مگان قرار داده شده است.

شما براي خريدن مگان با تنوع رنگ زيادي روبه‌رو هستيد و مي‌توانيد 8 رنگ مختلف را براي خودرو خود سفارش دهيد. چرخ‌هاي اين خودرو تنها با قالپاق‌هاي مدل باهاماس پوشيده شده‌اند در حالي كه اگر آنها با رينگ‌هاي فولادي و يا آلومينيومي همانند مدل 2000 سي‌سي اين خودرو جايگزين مي‌شدند، زيبايي بيشتري براي مگان به ارمغان مي‌آوردند. يكي ديگر از شاخصه‌هاي اصلي مگان كاربرد مناسب چراغ در آن است. از چراغ‌هاي لامپي در كف خودرو گرفته تا LED‌هاي رنگارنگ كه با زيبايي كامل سرتاسر كنسول را فرا گرفته‌اند. از نظر زيبايي، نمي‌توان نمره خيلي خوبي در مورد طراحي كنسول به مگان داد. حداقل اين قضاوت در قياس با Gen2 و مزدا3 بيشتر آشكار مي‌شود.

اما حالت ترمزدستي و چينش مناسب عناصر مورد نياز راننده در مگان به صورتي است كه اين نقص چندان به چشم نمي‌آيد.

طراحان مگان به طور استادانه‌اي از تمام فضاهاي خالي و GAP‌هاي موجود استفاده كرده‌اند و در اين بين مي‌توان به طراحي مناسب فضاي زير پاي راننده، طاقچه عقب و همچنين فضاي زير ترمزدستي اشاره كرد.

اگر شما همراه با اين خودرو ناگهان از يك فضاي روشن به فضاي تاريك برويد، سيستم هوشمند نور اين خودرو به سرعت با محيط هماهنگ مي‌‌شود و روشنايي داخل كابين را تنظيم مي‌كند.

براي حفظ ايمني سرنشينان خودرو نيز تدابير ويژه‌اي در مگان انديشيده شده كه دو كيسه هوا براي سرنشينان جلو و چهار كيسه هواي جانبي از جمله آنها است. كمربندهاي پيش‌كشنده سه نقطه‌اي مگان را هم به آپشن‌هايش اضافه كنيد. اين خودرو از يك سيستم EBD (سيستم الكترونيكي توزيع هوشمند نيروي ترمز بر چرخ‌ها) هم استفاده مي‌كند كه اوج استفاده‌اش را در تست عملي حس كرديم اما آن چيزي كه بيشتر از همه‌ مگان را جذاب مي‌كند مشخصات فني آن است .

استارت كارتي مگان نيز بسيار جالب است و كساني كه براي اولين بار سوار بر اين خودرو مي‌شوند مطمئناً تعجب مي‌كنند. مگان سوئيچ ندارد و به جاي آن بايد از يك كارت هوشمند استفاده كرد. با جازدن اين كارت در جاي مخصوص و زدن دكمه استارت شما هستيد و 1190 كيلوگرم رنو!

مگان1600 مي‌تواند 115 اسب ‌بخار نيرو در 6000 دور در دقيقه توليد كند و همچنين در 4200 دور بر دقيقه به گشتاوري معادل 152 نيوتن‌متر برسد. شتاب صفر تا 100 كيلومتر اين خودرو در شرايط استاندارد و ايده‌آل 11.1 ثانيه است. هميشه مصرف سوخت مگان جزو برترين امتيازات آن به شمار مي‌‌رفت به طوري كه ميانگين مصرف اين خودرو زير 9 ليتر در هر 100 كيلومتر است. يعني حتي كمتر از پرايد.

مگان سال 2003 از موسسه استاندارد اروپا NCAP پنج ستاره گرفت و همراه با ب‌ام‌و سري‌پنج در يك رده قرار گرفت. شما با اين مصرف كم و باك 60 ليتري‌اش مي‌توانيد سفرهاي طولاني را نيز تجربه كنيد و در صورت خستگي، فرمان خودرو را، هم در عمق و هم در ارتفاع تنظيم نمائيد.

تست ميداني

حالا به سراغ تست ميداني مگان مي‌رويم. آقاي سعيد اعرابيان از راننده‌هاي با تجربه رالي در كشور همراه ما بود تا با مهارت خود در رانندگي، هر چه بيشتر ما را در شناسايي خصوصيات هندلينگ و رانندگي با مگان ياري كند.

امين آزاد و آقاي اعرابيان سوار بر خودرو شده و كمربندهاي خود را مي‌بندند. در پيستي بزرگ كه دورتادور آن با جعبه‌هاي بزرگ چوبي به ارتفاع 3 متر محصور شده و برخي موانع نيز در كناره‌هاي آن وجود داشت.

اعرابيان همان‌طور هم كه از او انتظار مي‌رفت از همان ابتدا با سرعت كار خود را شروع كرد و به انتهاي هر يك از گوشه‌هاي پيست كه مي‌رسيد با فاصله‌اي خيلي كم از جعبه‌ها تغيير مسير مي‌داد. مهارت او در رانندگي به حدي بود كه حين تست خودرو به ندرت از ترمز استفاده مي‌كرد و با بهره‌گيري از ترمزدستي به بهترين وجه مسير خود را تغيير مي‌داد. سرعت بالا و کشیدن ترمزدستی‌های متناوب باعث شده بود دود غلیظی از لاستیک‌های خودرو بلند شده و بوی آن تمام فضای پیست را پر كند.

بعد از پایان بخش اول تست به رانندگی سعید اعرابیان نظراتش را در مورد مگان جویا شدیم و از او خواستیم به گزینه‌های مختلف خودرو از 5‌، امتیاز بدهد.

اعرابيان که حسابی توانسته بود با اتکا به هندلینگ بالای خودرو از میان موانع و بخش‌های باریک پیست بدون کوچکترین برخوردی بگذرد به هندلینگ مگان نمره 4 داد.

سرعت بالا و شتاب اولیه مناسب مگان هم نظر او را چنان تامین کرده بود که باعث شد او با تعریف از موتور این خودرو 1600 سی‌سی نمره 5 به آن بدهد. هر چند که وي معتقد است این خودرو برای استفاده‌های شهری طراحی شده است و نمی‌توان موتور آن را با موتور خودروهای مسابقه‌‌ای که اتفاقاً خود او بیشتر پشت چنین اتومبیل‌هایی می‌نشیند، مقایسه کرد.

یکی از تست‌هایی که امین آزاد و سعید اعرابيان با یکدیگر انجام دادند تست ترمز‌های مگان بود. خودرو از حالت سکون با تمام سرعت شروع به حرکت می‌کرد و تا آنجا که پیست اجازه می‌داد به پیش می‌رفت و سپس ترمز می‌کرد.

با این کار می‌خواستیم طول خط ترمز و فاصله‌ای که طول می‌کشد تا خودرو به حالت سکون برسد را بررسی کنیم.

اما مگان به سیستم ترمز ABS مجهز بود و به دلیل قفل‌نشدن چرخ‌ها حین ترمزگیری، هیچ اثری هم از خط ترمز نبود. از سوی دیگر می‌توان با وجود وزن نسبتاً بالای مگان، نمره خوبی به ترمزهای آن داد که می‌توانست به خوبی اتومبیل را در سرعت‌های بالا کنترل کند.

اعرابيان هم با دادن نمره 4 به ترمزهای مگان این موضوع را تایید کرد‌. امین آزاد هم که در بخش اول تست درون خودرو کنار سعید اعرابیان حضور داشت معتقد است مگان از پایداری و استحكام بسیار خوبی برخوردار است و در سر پیچ‌ها، حتی با سرعت بالا نیز اصلاً احساس واژگون‌شدن به سرنشینان دست نمی‌دهد. او در بخش ديگري از نظراتش مي‌گويد: با وجود سر و صداي زيادي كه مگان در پيست به وجود آورده بود، طراحي آكوستيك خودرو چنان بود كه كمترين صدا وارد كابين مي‌شد.

اما هر دو سرنشين، امین آزاد و سعید اعرابيان به اتفاق به این موضوع اشاره داشتند که فرمان مگان دقت چندانی ندارد و در مانورهاي تيز چندان در اختيار راننده نيست. بعد از اين دو نفر، نوبت به مانی حدادی و سجاد ولدی رسید تا آنها نیز بخش دوم تست را به انجام برسانند. سجاد ولدی ابتدا پشت فرمان نشست و تست ترمز را هنگام حرکت با دنده عقب انجام داد. با توجه به این که گرانیگاه وزن خودرو در قسمت جلوی خودرو است، آگاهی یافتن از این که آیا ترمز‌ها حین حرکت در دنده عقب هم به خوبی زمان حرکت به سمت جلو کار می‌کنند، از اهمیت زیادی برخوردار است. ولدي سپس برای تعیین شعاع گردش فرمان با سرعت بالا، فرمان را کاملاً به سمت چپ پیچاند و مگان را با همان سرعت به پیش برد.

حرکت مارپیچ (Slalom) هم یکی دیگر از تست‌هایي بود که سجاد ولدي و مانی حدادي انجام دادند. به نظر سجاد فرمان مگان به دلیل نرمی بسیار زیاد در واکنش‌های سریع کمی متزلزل ظاهر شده و هر لحظه امکان دارد کنترل آن از دست راننده خارج شود، هر چند که این مشکل با توجه به هندلینگ بسیار خوب و برخورداری از سیستم ترمز ضد قفل چندان به چشم نمی‌آید.

ترمز این خودرو نیز به گونه‌اي طراحي شده كه در چند مرحله عمل می‌کند و به هنگام ترمز‌های شدید می‌توانيد لرزش آن را که به خاطر سیستم ABS می‌باشد زیر پای خود حس کنید. حسی که شاید کمی برای عادت کردن به آن زمان نیاز باشد‌. اما همان‌طور که در تست‌های برنامه تاپ گیر (Top Gear) هم عمل می‌شد، یک تست جالب هم بر روی مگان انجام گرفت.

مانی خارج از خودرو کنار آن ایستاده بود و سجاد منتظر فرمان مانی برای حرکت بود. در این تست قرار بر این بود که با دور موتور بالا اتومبیل به حرکت در بیاید و طول خط بکسوات آن بر روی زمین اندازه‌گیری شود. هر چه این طول کمتر باشد، چرخ‌های خودرو زودتر به زمین چسبیده و نیروی موتور را بیشتر به سطح جاده منتقل می‌کنند.

این طول برای مگان 4متر و 85 سانتی‌متر بود. رقمی که با توجه به قدرت بالای موتور و شتاب بالای خودرو نسبت به سایر خودروهای موجود در کشور، بسیار قابل توجه است. یکی دیگر از موارد جالب توجه در مگان دور موتور آن است.وقتی در حالت خلاص پا را بر روی پدال می‌فشارید دور موتور به سرعت بالا می‌رود اما با برداشتن پا از روی پدال، دور موتور خیلی آرام پایین می‌آيد و به این ترتیب تنش‌های «ماند» در سیستم گیربکس و موتور از بین می‌رود و آسیب کمتری به قطعات آنها وارد می‌شود.

اما بیشتر تست‌های انجام شده بر روی مگان در پیست شرکت پارس‌خودرو با دنده یک و یا حداکثر دو صورت می‌گرفت. مگان به راحتی با دنده یک به سرعت 60 کیلومتر در ساعت می‌رسید و صدای موتور آن بسیار لذت‌بخش بود. چیزی که به نظر سجاد یکی از نقاط قوت مگان است. نوبت به مانی رسید و اين بار او پشت فرمان نشست. ماني حدادي از منظر دیگري می‌خواست مگان را مورد بررسی قرار دهد و آن، وضعیت کمربندهای ایمنی در شرایط ترمز سخت بود. مانی ابتدا به آرامی در دور پیست شروع به حرکت مي‌كرد و هر چند متر ناگهان پا را بر روی ترمز می‌فشرد تا میزان ضربه وارده از سوی کمربندها را به سرنشین بررسی کند. وی این کار را در سرعت‌های بالاتر نیز انجام داد و در نهایت او و سجاد ولدي به این نتیجه رسیدند که كمربندهاي ايمني مگان با وجود آن كه داراي سيستم پيش كشنده هستند، چندان در حد و اندازه‌هاي خودرو راحتي چون مگان ظاهر نشده و كمي آزاردهنده مي‌باشند.

اما علاوه بر سيستم سوئيچ، ترمزدستي مگان هم با ساير خودروهاي سواري فرق مي‌كند و بيشتر مي‌توان آن را شبيه به اهرم‌هاي موجود در هواپيما دانست تا ترمزدستي يك خودرو سدان ! دكمه خلاص‌كننده اين ترمزدستي نيز كمي سفت به نظر مي‌رسيد و رها كردن ترمز را اندكي سخت مي‌كرد. بخش ديگري از پيست شركت پارس‌خودرو تنها براي تست‌هاي فني خاص طراحي شده بود. اين بخش داراي زمين ناهموار، پيچ‌هاي U-Turn چپ گرد و راست گرد، دست‌اندازهاي مختلف و يك مسير سربالايي و سرپاييني با شيب تند بود. مگان هنگام عبور از روي زمين ناهموار بسيار آزاردهنده بود و لرزش‌هاي شديد كنسول آن سرنشينان را اذيت مي‌كرد با اين وجود برخورداري از فرمان هيدروليك با سيستم الكترونيك، عبور مگان از مسيرهاي مارپيچ را بسيار ساده مي‌كرد. البته اين موضوع را هم بايد به شما گوشزد كنيم كه پايين سپر جلويي مگان فاصله كمي با زمين دارد و هنگام پايين آمدن ما از روي سراشيبي به زمين ماليده شد. به همين علت به شما هم توصيه مي‌كنيم كه اگر مگان داريد، به هنگام عبور از روي سرعت‌گيرها و يا زمين‌هاي ناهموار دقت بيشتر داشته باشيد.

بالاخره تست مگان بعد از عبور از مراحل مختلف و بررسي نظرات هر 4 شركت‌كننده به پايان رسيد. برآورد تمام نظرات نشان مي دهد، هر چند كه برخي اشكالات كوچك در مگان به چشم مي‌خورد، اما اين خودرو با داشتن امكانات قابل توجه‌، موتور پرشتاب، ترمزهاي قوي و هندلينگ فوق‌العاده، به درستي لياقت دريافت عنوان بهترين خودرو سال 1386 از سوي هيات تحريريه هفته‌نامه دنياي‌خودرو را داشته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 11:14  توسط وحيد  | 

تست تندر تا دو قدمی مرگ

جاده اصفهان- قم، خودرو با سرعت 200 كيلومتر در ساعت در حركت است. آمپر بنزين هشدار مي‌دهد كه ديگر بنزينی براي ادامه مسير نمانده است. در سرعت 200 كيلومتر خودرو همچون پر كاهي شده است. پيچ تندي در پيش داريم، احتمالاً با اين سرعت اگر ادامه دهيم خودرو چپ مي‌شود. سرعت را تا 140 كيلومتر در ساعت پايين مي‌آورم. پيچ را رد مي‌كنيم حال دو كاميون پشت‌سر ما و يك كاميون در پيش رو است كه به ناگاه موتور ماشين از بي‌بنزيني خاموش مي‌شود. سرعت كاهش مي‌يابد و به 120 كيلومتر در ساعت مي‌رسد در این زمان ترمز هم که از نوع ABS است از دور خارج مي‌شود، حال دیگر نه ترمز موتوري داريم و نه ترمز پدالي تنها ترمز دستي مانده است، اما اگر در اين سرعت ترمزدستي را بكشيم مانند فرفره چرخان به دل كاميون جلویی مي‌رويم. با خاموش‌شدن موتور، فرمان هيدروليك خودرو نيز كارايي‌اش كم شده است. دو كاميون پشتي بوق شيپوري زنان با سرعت به سمت ما می آیند ، گويا نعره‌كشان آماده بلعيدن ما هستند و از طرفي خودرو به سرعت در حال رفتن به زير كاميون جلويي است. در اين لحظه تنها يك راه باقي مانده، نگه داشتن خودرو با ترمز دستي، شانس زنده‌ماندن 50درصد است. ترمز دستي را تا ميانه مي‌كشم، سرعت خودرو شروع به كم شدن مي‌كند. چند بار اين كار را انجام مي‌دهم و وقتی سرعت كاهش يافت. اين عمل را به طور متناوب انجام مي‌دهم سرعت به 20 كيلومتر در ساعت مي‌رسد كه محكم‌ترمز دستي را مي‌كشم و خودرو كنار جاده متوقف مي‌شود.

اين رویداد بخشي از تست 1200 كيلومتري تندر90 است كه توسط تيمي از خبرنگاران به مدت سه روز از تهران به اصفهان و بالعكس انجام شد. تستي كه درست است مدت‌ها پس از ورود به بازار اين خودرو انجام شده، اما بسياري از مزايا و برخي از معايب اين خودرو كه هنوز هم براي مشتريان خريدش سوال‌هاي زيادي را ايجاد مي‌كند را معلوم كرد پس براي آنكه بدانيد مزايا و معايب تندر90 چيست تا انتهاي اين گزارش با ما باشيد.

روز هفت آذرماه، تيپ‌هاي مختلف آماده‌اند كه خبرنگاران آن را از پاركينگ فني شرکت رنوپارس واقع در جاده مخصوص درآوردند و به سمت قم و سپس سلفجگان، دليجان، محلات، گلپايگان، گوگد، خوانسار، و نجف‌آباد و پس از آن به اصفهان رهسپار شوند. گروه دنياي‌خودرو و دنياي‌ اقتصاد خودروي تندر90 فول با نام LP را انتخاب مي‌كند. اين خودرو كاملترين مدل تندر90 است كه دو ايربگ، ترمز ABS، شیشه و آينه‌هاي برقي، كامپيوتر سفر، CD Player، رينگ آلومينيومي 15 اينچي، سوئيچ ريموت‌دار دارد.

ابتدا از فاصله 20 متري با ريموت درها را باز مي‌كنيم، به سمت خودرو مي‌رويم و بارمان را در داخل صندوق عقب مي‌گذاريم، صندوق بسيار جادار است (حجم صندوق عقب 510 ليتر است) داخل خودرو مي‌شويم با شادي تمام سي‌دي خود را «MP3» داخل سي‌دي پلير مي‌گذاريم اما دستگاه پیغام خطا مي‌دهد. ناراحت مي‌شويم و پس از كمي پرس‌وجو متوجه مي‌شويم CD پلير كه ساخت زيمنس آلمان است، مانند سيستم‌هاي پخش پايونير يا جي‌وي‌سي نيست كه بيشتر وقت‌ها فرمت‌هاي فايل‌هاي صوتي را پخش كند، بلكه تنها فرمت Audio را پخش مي‌كند. اما باز هم خوش‌شانس هستيم چرا كه يكي از معدود آهنگ‌هايي كه مجاز شده و سي‌دي آن هم فرمتش قابل پخش است در اختيار ما است. آن را داخل سيستم صوتي مي‌گذاريم، ولی انتخاب ما از 100 آهنگ به 10 آهنگ كاهش يافته است.

در خودرو را مي‌بنديم و خودرو را روشن مي‌كنيم. دور آرام خودرو بسيار كم صدا است و صدايي به داخل كابين راه نمي‌يابد. كلاچ خودرو هم نرم و تيز است. خودرو را در دنده يك مي‌گذاريم، دسته‌ دنده هم بسيار نرم است البته كيفيت فرمان و دسته دنده به دليل استفاده از پلاستيك ارزان قيمت كمي در ذوق مي زند. خودرو به آرامي حركت مي‌كند. چرخش فرمان هيدروليك عملكرد خوبي را از خود نشان مي‌دهد. شكل قربيلك فرمان جذاب است اما گرفتن آن در دست کمی سخت است و جنس به کار رفته در فرمان هم سبب می شود تا چندان خوش دست نباشد و به قولي كاملاً يك فرمان شهري است. شتاب خودرو نيز تا سرعت 100 كيلومتر بالا است و كاملاً احساس مي‌كنيد از خودروهاي شهري ديگر مانند پژوپارس و پژو405 از اين نظر سر است وارد اتوبان قم مي‌شويم، حال اينجا مكان مناسبي براي تست سرعت است البته در جلوي ما تعداد زيادي دوربين سرعت‌سنج قرار دارد. پس بايد به دو سمت خيابان دقت كنيم. سمت راست كه دوربين‌هاي سرعت كار گذاشته شده و سمت چپ نيز به پليس‌هاي بزرگراه توجه مي‌كنيم پدال گاز را تا آخر فشار مي‌دهيم. عملكرد دنده چهار تا سرعت 140 كيلومتر مناسب است اما با رسيدن به سرعت 140 دنده پنج عملكرد بهتري نشان مي‌دهد.

با گذر از سرعت 140 كيلومتر احساس مي‌كنيم خودرو آن پايداري قبلی را ندارد گويا خودرو در حال سبك‌ترشدن است. از طرفي ارتفاع بالاي خودرو كه به جهت افزايش حجم صندوق عقب و فضاي داخلي است سبب شده تا مركز ثقل خودرو نسبت به خودروهاي ديگر بالاتر باشد. پس به همين خاطر هندلينگ خودرو مخصوصاً با افزايش سرعت به بيش از 140 كيلومتر كمي كاهش مي‌يابد. سرعت به 160 كيلومتر در ساعت مي‌رسد و با گذر دور موتور از چهار هزار، صداي موتور در داخل كابين كاملاً شنيده مي‌شود.

سرعت به 180 كيلومتر در ساعت مي‌رسد كه به ناگاه از دور دوربين سرعت سنج ديده مي‌شود. به سرعت پا را بر روي ترمز مي‌گذارم تا در نزديكي دوربين سرعت‌سنج سرعت به 120 كيلومتر در ساعت برسد. عملكرد ترمز تندر90 با توجه به مجهزشدن به ABS در اين اتفاق كاملاً بي‌نقص و مناسب است. دوباره پا را بر روي گاز مي‌گذاريم و پس از چند بار ترمزگرفتن به دليل قرارگرفتن در شعاع دوربين‌هاي سرعت‌سنج بالاخره در سرازيري با شيب 10درصد سرعت خودرو به 200 كيلومتر در ساعت مي‌رسد. غرش موتور در اين لحظه بسيار رعب‌آور است. بعد از سرعت 160 كيلومتر در ساعت كه دور موتور در دنده پنج به نزديك پنج هزار مي‌رسد صداي موتور بسيار مهيب و گوش‌آزار مي‌شود. در سرعت 200 كيلومتر در ساعت نيز خودرو همچون پر كاهي از كنترل خارج به نظر مي‌رسد. البته طبيعي هم هست چرا كه ما سوار يك سوپراسپرت نيستيم، بلكه سوار خودرويي هستيم شهري كه حداكثر سرعت آن توسط كارخانه 170 اعلام شده و قطعاً در چنين سرعتي نبايد هم چندان پايدار باشد.

سرعت را با ترمز پايين مي‌آورم تا به 180 كيلومتر در ساعت برسد. در اين زمان كولر خودرو را روشن مي‌كنيم سرعت خودرو در اين لحظه به 160 كيلومتر در ساعت كاهش پيدا مي‌كند كه نشان مي‌دهد كولر خودرو بين 12 تا 15درصد توان موتور را كاهش مي‌دهد. البته سرماي هواي مناطق كويري ايران سبب مي‌شود كه كولر خودرو را خاموش كنيم. خودرو تندر90 همچنان در حال حركت است ، جاده‌ كويري و كاملاً صاف كه كمي هم خسته‌كننده و خواب‌آور پيش‌روي ماست به شيب 15درصدي مي‌رسيم. در اينجا سرعت خودرو از 180 كيلومتر به كمتر از 170 كيلومتر كاهش مي یابد. بعد از گذر از شيب متوجه مي‌شويم آنقدر تند رفته‌ايم كه تقريباً از باقي افراد گروه جلو افتاده‌ايم اما در اين هنگام پشت آمپر خودرو كه نمايشگر بنزين، دماي آب و كيلومترش ديجتالي است نشان مي‌دهد كه ديگر بنزين در باك خودرو باقي نمانده است.

پس با دلهره راه را طي مي‌كنيم تا به پمپ بنزين شهر محلات مي‌رسيم. بعد از دليجان ديگر جاده آن حالت يكنواختي قبلي را ندارد، چرا كه هر كدام از شهرهاي پيش‌روي ما هم داراي تاريخچه مردم و طبيعتي جالب هستند. از گلخانه‌هاي محلات گرفته تا كوه‌هاي معدني اطراف جاده‌، كوه‌هايي كه يكي از غني‌ترين معادن سنگ‌هاي تزئيني دنيا را در خود دارد. به همين دليل برخي از مردم شهرهاي اطراف معدن چياني ماهرند و يا كشاورزان و گل‌پروراني کاردان، طبيعت و مردم جاده‌ ما را در خود می برد تا بالاخره به گلپايگان و پس از آن شهر گوگد مي‌رسيم.

در اين زمان تمامي خودروها در كنار قهوه‌خانه داخل شهر گوگد كه در اصل يك كاروانسراي قديمي بازسازي شده است توقف مي‌كنند. قهوه‌خانه‌اي كه در قديم میزبان كاروان‌هاي از شتر و اسب بوده. حال كارواني از تندر90 را در خود مي‌بيند. پس از استراحتي كوتاه در كاروانسرا، كاروان تندريان دوباره به راه مي‌افتد. مسير بعدي خوانسار است اما اين بار تقريباً‌تمامي كاروان از راه اتوبان به سمت اصفهان مي‌روند ولي ما كه متوجه اشتباه ديگر خودروها در مسير طبق نقشه شده‌ايم به سمت خوانسار كه شهري كوهپايه است مي‌رويم. اين شهر بسيار زيبا است و پر از درختان گردو، زردآلو، آلو، سرو و صنوبر است. برگ های زرد پاييزي کف باغ‌ها و كوچه باغ‌ها را پوشانده و رنگ زرد، سرخ، و سبز درختان جلوه‌اي زيبا را به وجود آورده است. آفتاب در حال غروب است و نم باراني هم مي‌زند و هوا كوهستان فضا را پر کرذه است . تمام اين زيبايي‌ها سبب مي‌شود با تندر به كوچه باغ‌هاي خوانسار برويم. كوچه‌هايي كه كنار جاده اش كمي بيشتر از عرض خودرو است. حدود يك كيلومتر در يكي از اين كوچه‌ باغ‌ها به پيش مي‌رويم زيبايي هوش از سرمان پرانده و متوجه نيستيم كه در بازگشت باید اين مسير را دنده عقب برگرديم. اما در زمان دنده عقب متوجه يكي از اصلي‌ترين ايرادات خودرو مي‌شويم. ديد كور عقب خودرو و عدم پوشش لازم توسط آينه‌ها سبب مي‌شود به هيچ عنوان نتوانيم با خودرو دنده عقب كوچه باغ باريك و پر پيچ و خم را طي كنيم، گويي كه آچمز شده‌ايم كنار كوچه باغ يك جوي رواني وجود دارد كه يك پل خراب هم بر روي آن جوي است. سعي مي‌كنيم با دور چند فرمان خودرو را برعكس كنيم. در اين زمان به ناگاه خودرو در چاله آب فرو مي‌افتد و ما هم مجبور مي‌شويم زير خودرو را با سنگ و چوپ پر كنيم، بالاخره بعد از چند بار فرمان دادن خودرو به جاده بازمي‌گردد.

دوباره راه را ادامه مي‌دهيم پس از طي چند كيلومتر به كوه‌هاي اطراف خوانسار مي‌رسيم. كولاك برف جاده را فرا گرفته در اين زمان برف پاك‌كن‌ خودرو را روشن مي‌كنيم متوجه مي‌شويم عملكرد برف پاك‌كن بسيار عالي است و مه‌شكن نيز جاده را كاملاً روشن كرده. خودرو نيز كه ارتفاع بالايي دارد مانند يك شبه SUV اين جاده را پشت‌سر مي‌گذارد. پس از گذر از اين جاده كوهستاني و گذشتن از شهر نجف‌آباد به شهر اصفهان مي‌رسيم اما پس از ساعت‌ها رانندگي واقعاً يك چيز آزارمان مي‌دهد و آن نيز قرارگرفتن در ترافيك وحشتناك اين شهر است كه گوي سبقت را از تهران ربوده. البته با اينكه صندلي خودرو كمي سفت است و از نظر راحتي نمي‌توان نمره بالايی به آن داد ولي عملكرد مناسب دنده‌ها و كلاچ و فرمان نرم خودرو در ترافيك مي‌تواند كمي از خستگي قرارگيري در چنين شرايطي بكاهد.

البته با اينكه موتور و گيربكس خودرو در سفر 600 كيلومتري بين تهران و اصفهان عملكرد عالي در هماهنگي با هم را از خود نشان داده‌اند اما نزديكی دنده‌ها به هم در هنگام تعويض كمي در ذوق مي‌زند.

روز دوم

پس از رسيدن به اصفهان و خوابيدن صبح زود همه گروه بيدار مي‌شوند تا چند جاي ديدني در اصفهان مانند چهل ستون ، کلیسای وانک و منار جنبان را ببينند . چند تن از مهندسان فرانسوی رنو نيز همراه ما هستند. آنها از ديدن معماري و مهندسي بناهايي مانند چهل ستون و همچنين منارجنبان تعجب مي‌كنند. عصر هم گروه باز برنامه استراحت دارد ولي خودرو در اختيار گروه دنياي‌خودرو و مجله ماشين است تا تستي خاصي را انجام ‌دهند. دو خودرو E0 و E2 كه يكي داراي ABS و ديگري فاقد ABS است مورد آزمايش ترمز قرار مي‌گيرند. در يك خودرو من از دنياي‌خودرو در مدل E2 و در مدل E0 مصطفي ممقانی از مجله ماشين نشسته است.

هر دو خودرو آناً تيك‌آف مي‌كنند و در كنار هم در نقطه مشخص شده به ناگاه پدال ترمز را هر دو راننده فشار مي‌دهيم، صداي جيغ شديدي از لاستيك‌ها بلند مي‌شود خودرو ها به شدت و لرزش‌كنان روي آسفالت حركت مي‌كنند و پس از چند ثانيه متوقف مي‌شوند. شايد باوركردنش سخت باشد آزمايشي كه در برخي خودروهاي داخلي به منحرف‌شدن شديد خودرو و حتي چپ‌شدن آن ممكن است منتهي شود در مدل ABS دار بدون انحراف و در مدل بدون ABS به انحراف كمي منجر شده است.

طول خط ترمز حدود 30 متر است و اختلاف مدل ABS و بدون ABS نيز حدود هفت متر است. آزمايش تمام مي‌شود و حالا نوبت حركات نمايشي است با سرعت 80 كيلومتر در ساعت به اصطلاح دستي مي‌كشيم كه عملكرد و چرخش مناسب خودرو نشان‌دهنده جلوبندي قوي خودرو است كه بعيد به نظر مي‌رسد به راحتي به صدا بيفتد و پس از انجام حركات نمايشي به سرعت به هتل بازمي‌گرديم. اما به دليل باد كم لاستيك خودرو مجله ماشين، لاستيك‌هایش به شدت خورده شده و چرخ از حالت بالانس خارج و فرمان به شدت مي‌لرزد. در این تست خودرو با ترمزهاي ABS دنده‌هايش كه به صورت متناوب قطع و وصل مي‌شد و مانع از قفل‌شدن ترمز مي‌شد صداي عجیبی دارد گويی در زير چرخ خودرو شيشه‌هایي در حال خرد‌شدن است این صدا در خودروها دیگر دارای این گونه ترمز بسیار کم و غیر ملموس تر است.

روز سوم

صبح زود به سمت مراكز خدمات پس از فروش ایران خودرو و سایپا می رویم كه گويي طبق استانداردهاي رنو وضعيت بهتري پيدا كرده اند ، اما در تمام اين بازديدها تنها يك نكته جالب به نظر مي‌رسد و آن قيمت ارزان تعمير تندر است.

به گفته يكي از مديران تعميرگاه ايران‌خودرو، هزينه تعمير تندر90 به طور متوسط چه از نظر اجرت و چه از نظر قطعه يدكي 15درصد ارزان‌تر از خودروهاي ديگر است. به عنوان مثال قیمت لنت پژو206، 36 هزار تومان است در حالي كه لنت ترمز تندر90، 25 هزار تومان ارزش دارد. براي همين تندر90 را خودروي مقرون به صرفه مي‌داند و مي‌گويد اين خودروي شهري مناسبي است. به همین خاطر افرادي كه خودروهاي لوكس و بالطبع گران قيمت دارند كه هزينه تعميرشان نيز پرخرج است. تندر90 خودروي دوم‌شان است چرا كه هم كم‌خرج است و هم كم استهلاك. پس از اين صحبت‌ها و بازديد از مراكز تعميراتي كه به نظر منتظم تر از جاهاي ديگر هستند سوار خودروها مي‌شويم و مسير بازگشت آغاز مي‌شود.

حال بهترین زمان براي تست شتاب و سرعت خودرو است چرا كه در جاده‌ بازگشت تعداد دوربين‌هاي سرعت‌سنج بسيار پايين است. ابتدا شتاب صفر تا 50 خودرو را آزمايش مي‌كنيم. پس از چند بار آزمايش به عدد حدود چهار ثانيه مي‌رسيم پس از آن شتاب صفر تا 100 كه حدود 11.2 است را در بهترين حالت با تيك‌آف بدون بکسواد لاستيك و قرارگيري دنده‌ها در بهترين حالت به دست مي‌آوريم البته اعلام كارخانه عدد 10.2 است كه احتمالاً به خاطر وزن دو سرنشينه خودرو و قرارگيري در ارتفاع بالاتر از سطح دريا وکاهش قدرت موتور ناشي از اين حالت غيرقابل دسترسي براي ما بوده است.

با گذر از سرعت 100 كيلومتر به شدت شتاب خودرو كاهش مي‌يابد چرا كه شتاب صفر تا 120 خودرو 16 و شتاب صفر تا 140، 24 ثانيه است. با گذر از سرعت 140 شتاب به شدت کند مي‌شود و طي مدت بيش از 40 ثانيه به سرعت 160 كيلومتر در ساعت مي‌رسد.

پس از تست سرعت در كنار پليس‌راه خودروها دور هم جمع مي‌شوند البته لاستيك‌سابي تندر90، E0 مجله ماشين سبب مي‌شود لاستيك‌هاي خودروها عوض شود. لاستيك‌ خودروها از نوع بارز است و شايد همين جا است كه به راحتي مي‌توان متوجه كيفيت كم لاستيك‌هاي داخلي با نمونه خارجي آن شد.

در بين تعويض لاستيك به فضاي زياد داخل خودرو تزئينات ساده درب هایی که با زاويه 90 درجه‌اي باز و بسته می شوند توجه مي‌كنيم و متوجه مي‌شويم اين خودرو با توجه به امكاناتش بهترين گزينه در خودروهاي داخلي براي تاكسي‌شدن است اما جالب است به این نکته تاكنون كمتر دقت شده است.

پس از تعويض لاستيك و وارسي خودروها دوباره حركت آغاز مي‌شود. در حركت پس از چند بار آزمايش متوجه مي‌شويم خودرو با دنده يك تا 50 با دنده دو تا 95 و با دنده سه مي‌تواند به حداكثر 135 كيلومتر در ساعت برسد و اگر دراين دنده پيش از اين سرعت‌ها گاز دهيم، موتور دچار پديده كات اف مي‌شود و تزريق سوخت را به دليل جلوگيري از سوختن موتور قطع مي‌كند. اين روند در دنده چهار تا 165 كيلومتر در ساعت است. البته در دنده پنج هر كاري كه كرديم به كات‌آف نرسيديم حتي سرعت خودرو تنها در يك مورد كه بسيار هم خطرناك بود تا 210 كيلومتر در ساعت رسيد اما كات‌آفي مشاهده نشد. در سرعت 210 كيلومتر خودرو همچون پر كاه سبک شده بود و هرگونه فرمان‌دادن حتي ناچيز به راننده القاء مي‌كرد كه تو حتماً ماشين را چپ خواهي كرد. البته قطع‌نشدن سيستم هيدروليك در بالاي سرعت 140 كيلومتر هم از ضعف‌هاي اين خودرو است چرا كه فرمان بسيار تيز به همراه بدنه‌اي ناپايدار به خاطر مركز ثقل بالا هر لحظه امكان چپ شدن يا انحراف خودرو را فراهم مي‌كند چرا كه خودرو براي سرعت بالاي 140 كيلومتر گويا طراحي نشده است البته اين مشكل حتي در خودروهايي مانند 206 نيز وجود دارد در توليدات 206 ايران سيستم هيدروليك فرمان در سرعت بالاي 140 كيلومتر قطع نمي‌شود در حالی که در توليدات 206 خارج ايران سنسوري وجود دارد كه سيستم هيدروليك فرمان را در سرعت بالاي 140 كيلومتر از مدار خارج مي‌كند.

فشار بر روی موتور در تست سبب شده تا بنزین خودرو به سرعت تمام شود درجه بنزين هنوز نشان مي‌دهد 5 و 6 ليتري بنزين داريم. مدت‌ها است كه پمپ بنزين نديده‌ايم. سرعت خودرو به 200 كيلومتر در ساعت رسيده كه به پيچ تندي مي‌رسيم. سرعت را تا 140 كيلومتر كاهش مي‌دهيم. دو كاميون پشت‌سر و يك كاميون پيش‌روي ما است كه موتور از بي‌بنزيني خاموش مي‌شود.

این حادثه خطرناک همان اتفاقی است که در شروع گزارش به آن اشاره کردیم و حال به اتفاقات پس از این حادثه می پردازیم

خودرو متوقف شده است و ما جان سالم به در مي‌بريم و اين را تنها مديون ترمزهاي قوي دستي اين خودرو هستيم. چند استارت مي‌زنيم فايده‌اي ندارد منتظر مي‌شويم تا دوستانمان به ما برسند. تيم تندريان فرا مي‌رسند باك را باز مي‌كنند و بنزين از باك خودروها مي كشيم به اندازه چند ليتر تا به پمپ بنزين نزديك‌تر برسيم. در اين بين كلهر نويسنده سايت Carnp خودرو را برمي‌دارد و در تپه‌هاي بيابان‌هاي خاكي اطراف جاده شروع به حركت مي‌كند. خودرو مانند SUV از تپه‌ها بالا مي‌رود گاهي بكسو ادی مي‌كند و باز راه مي‌افتد. اينجا است كه ارتفاع بالاي خودرو نشان مي‌دهد كه تندر90 يك شبه اس‌يو‌وي است. پس از كمي خنده و چند ليتري بنزين زدن دوباره به راه مي‌افتيم. خودروي ما داراي باک 60 ليتري بنزين بود كه در مصرف تركيبي بين جاده بيرون و درون شهري طي 618 كيلومتر آن را مصرف كرده. البته چون دور موتور ما به دليل قرارگيري در حالت تست اکثراً بالاي چهار هزار دور بوده اين تست بسيار شديد است. مصرف تقریبی خودرو در اين حالت در هر 100 كيلومتر حدود 10 ليتر است. حال آنكه اين عدد طبق اعلام كارخانه در حالت تركيبي هفت و در حالت شهري 9 ليتر است. خودروي ما تنها پنج ليتر بنزين دارد.

با اين حساب ما تنها 50 كيلومتر مي‌توانيم طي كنيم. ترس از خاموش شدن دوباره خودرو و عمل نكردن ترمزها سبب مي‌شود سرعتمان را به سختي به بالاي 60 كيلومتر برسانيم. به شهري كنار جاده مي‌رسيم شهري كه نامش را تاكنون نشنيده‌ايم. شهري كه مردماني بسيار فقير دارد و خانه‌هايي كه بيشتر شبيه زاغه‌ های قديمي تهران است. در اين شهر بنزين مي‌زنيم و از كنار مردم فقير شهر مي‌گذريم. مردمي كه با تعجب ما را نظاره مي‌كنند. قم پيش‌روي ما است و پس از قم به تهران مي‌رسيم. باز هم اين شهر شلوغ و پرازدحام شهري كه خيابان‌هاي آن در گذشته پر از پيكان و حال پر از پرايد است.

خودروهايي كه يكي يعني پيكان قرار بود تندر90 جايگزينش شود و يكي يعني پرايد در موفق‌نشدن تندر90 و نرسيدن آن به تيراژ 300 هزار دستگاهی تاكنون جاي پيكان را گرفته، با حسرت به اين پيكان‌ها و پرايدها نگاه مي‌كنيم حسرتي ناشي از آنكه چرا خودرويی مانند تندر90 كه گذشته از برخي ايراداتش بسيار ايمن و راحت‌تر از اين دو خودرو است نتوانست يا نگذاشتند جايگزين اين دو خودرو تاريخ گذشته شود.

روغن موتور خودرو ELF است كه تا 10 هزار كيلومتر كار مي‌كند

مزايا:

خودروي شهري مناسب، هندلينگ خوب تا سرعت 140 كيلومتر، شتاب صفر تا 100 ، 11.2 آزمايش شده توسط دنياي‌خودرو 10.2 اعلام شده از سوي كارخانه، مصرف مناسب تركيبي هفت ليتر اعلام شده از سوي كارخانه 10 لیتر آزمايش شده توسط دنياي‌خودرو، عملكرد مناسب و هماهنگي موتور 1600 سي‌سي، 105 اسب‌بخاري با گيربكس پنج دنده ، عملكرد ترمزهاي عالي، ايمني مناسب سه ستاره ايمني ، جاداری اتاق و صندوق و راحتي باز و بسته شدن درب‌ها و سوار و پياده شدن، همچنان قيمت مناسب نسبت به محصولات مشابه در بازار ، يك خودروي شبه شاسي بلند، قدرت بالاي جلوبندي، ايمني بالا، ارزان بودن تعميرات نسبت به خودروهاي مشابه حدود 15درصد كمتر.

معايب:

طراحي كسل كننده و داراي خطوط شكسته، نزديكی دنده‌ها بر روي دست دنده به هنگام تعويض، از كار نيفتادن سيستم هيدروليك فرمان در بالاي سرعت 140 كيلومتر عدم پايداري در سرعت بالاي 160 كيلومتر و ديد نامناسب عقب در هنگام دنده عقب و پارك، ديد ضعيف آينه‌هاي كناري، نامناسب بودن شکل قربیلک فرمان و دست دنده، هندلينگ ضعيف در سرعت بالاي 140 كيلومتر، صندلي راننده در سفرهاي طولاني سفت و خسته‌كننده، سي‌دي‌پلير ضعيف

در این تست دو خودرو یکی با ABS و دیگری بدون ABS مورد آزمایش قرار گرفتند. هر دو خودرو در سرعت 120 کیلومتر در ساعت آناً ترمز کردند که خودروی تندر90 با ABS خط ترمزش حدود هفت مترکمتر بود و البته انحنای خط ترمز بدون ABS نیز بسیار بیشتر از خودروی ABSدار بود. در این تست هیچ کدام از خودروها دچار انحراف زیاد نشدند، این درحالی است که برخی از خودروهای داخلی در این تست ممکن است چپ شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 11:12  توسط وحيد  | 

نبرد سورتمه و خودرو بر روی یخ

مسابقه بر روی برف آن هم بین یک سورتمه و خودرو چه حالی دارد و کدام یک برنده خواهند شد

 

 

 

جایی در نزدیکی قطب شمال در یکی از کشورهای سردسیر اروپا، یعنی نروژ، سال 1994 المپیک زمستانی برگزار شد، جایی که سرمای هوا، برف و یخبندان همه دست به دست هم داده‌اند تا بهترین مکان را برای برگزاری بازی‌های زمستانی فراهم کنند.

این بار دو مجری برنامه Top Gear یعنی ریچارد و جیمز به یکی از سخت‌ترین و پر پیچ‌و‌خم‌ترین پیست‌ها‌ی ‌اتومبيل‌راني دنیا که از برف پوشیده شده است، رفتند. مسیری دو کیلومتری که از بالای یک تپه شروع شده و با گذر از پیچ‌ها‌ی تند و شیب‌ها‌ی خطرناک به انتهای خط ‌مي‌رسد.

در کنار این پیست ‌اتومبيل‌راني از میان جنگل‌ها‌ی انبوه که با پوششی از برف سفید پوش شده‌اند، ‌مي‌گذرد، پیست دیگری وجود دارد. این پیست‌، دیگر برای خودرو نیست بلکه در آن سورتمه‌سواران حرفه‌ای رقبای خود را با سرعت سرسام‌آورشان به چالش ‌مي‌کشند.

طول این پیست 2 کیلومتر است و چهار نفر سورتمه سوار با سوارشدن بر سورتمه خود سعی ‌مي‌کنند این مسیر را در کوتاه‌ترین زمان طی کنند.

بعد از نشان‌دادن زوایای مختلف پیست توسط دوربینی که از بالا مسیر را فیلمبرداری ‌مي‌کرد‌، ریچارد به کنار یکی از این سورتمه‌ها‌ی مسابقه‌ای ‌مي‌رود و ‌مي‌گوید: سرعت این وسیله گاه به 80 مایل در ساعت نیز ‌مي‌رسد و اغلب مسابقه‌دهندگان، مسیر دو کیلومتری پیست را در کمتر از یک دقیقه طی ‌مي‌کنند.

اما ریچارد به مهمي نیز اشاره ‌مي‌کند: سرعت این سورتمه‌ها‌ و شرایط طراحی مسیر به گونه‌ای است که سورتمه‌سواران در بعضی از نقاط پیست باید شتابی پنج برابر شتاب جاذبه زمین تحمل کنند. این یعنی فشاری چند برابر حالت معمولی به تمام اعضای بدن آنها وارد ‌مي‌شود و تمام آنها باید با تمرین‌ها‌ی سخت بدن خود را آماده نگه دارند.

از سوی دیگر سرعت بالا و قرارگرفتن در وسیله‌ای که هیچ کنترلی بر آن اعمال نمي‌‌شود، نیازمند شجاعت و دل و جرات زیادی است‌.

نمای بعدی دوربین مسیر پر پیچ و خم پیست ‌اتومبيل‌راني را نشان ‌مي‌دهد. مسیری که از برف و یخ پوشیده شده است و نحوه طراحی آن طوری است که آن را به یکی از خطرناک‌ترین و سخت‌ترین پیست‌ها‌ی مسابقه دنیا تبدیل کرده است.

همان‌طور که در پیست کناری این مسیر، مسابقه‌دهندگان باید از سورتمه‌ها‌ی مخصوصی استفاده کنند، در این جاده نیز تنها خودروهای مخصوص و مجهز قادرند قدم از قدم برداشته و مسیر را از بالا تا پایین تپه طی کنند.

اما این خودرو خاص و مجهز چگونه است؟

ناگهان دوربین بال قرمز رنگ عقب یک خودرو را نشان ‌مي‌دهد. تصویر بعدی هم با نشان‌دادن تایرهای این خودرو چیز زیادی به بیننده القا نمي‌‌کند و هنوز هم وی را در عطش نگه ‌مي‌دارد.

چرخ‌ها‌‌، دکمه‌ها‌ی داخلی و در نهایت نمای کلی از ماشین. اتومبیلی قرمز رنگ که علامت سه گوش جلوی آن نام میتسوبیشی را در ذهن شما تداعی ‌مي‌کند.

بله خودرو یک میتسوبیشی ECO است‌، اما این خودرو بسیار فراتر از یک میتسوبیشی استاندارد مجهز شده است‌. موتور 300 اسب‌بخار آن به یک توربوشارژر قوی مجهز شده و در هر لاستیک آن برای مقابله با لیزی سطح زمین 400 میخ مخصوص قرار گرفته است و توان موتور به هر چهارچرخ آن منتقل ‌مي‌شود.

خودرویی که تنها مخصوص این پیست طراحی شده است.

حالا ریچارد در کنار یکی از سورتمه‌ها‌ی مسابقه‌ای ایستاده و در حالی که خم شده دستش را بر روی آن گذاشته و ‌مي‌گوید: امروز ‌مي‌خواهیم ببینیم کدامیک از این وسایل ‌مي‌توانند مسیر دو کیلومتری پیست خود را سریع‌تر طی کنند.

سوالی که ‌مي‌تواند در ادامه مسابقه‌ای مهیج برای بیننده به همراه داشته باشد.

ریچارد و جیمز این بار در کنار هم بر روی س کویی آهنی ایستاده‌اند و مسیر مسابقه را با هم بررسی ‌مي‌کنند.

خط قرمز پیست سورتمه و خط سبز هم مسیر جاده‌ای اتومبیل را نشان ‌مي‌دهد. هر دو پیست از یک جا در بالای تپه آغاز شده و با پیمودن دو مسیر متفاوت به طول 2 کیلومتر در نهایت جایی در پایین تپه به پایان ‌مي‌رسند.

قرار است ریچارد که كمي ‌از جیمز جوان‌تر هم هست به همراه 3 نفر دیگر در سورتمه بنشیند و جیمز هم یکی از حرفه‌ای‌ترین رانندگان رالی روی یخ اروپا را در خودرو میتسوبیشی برای پیمودن مسیر همراهی کند‌. حال این دو مجری رو در روی هم ایستاده‌‌اند و به رجزخوانی در مورد سورتمه و اتومبیل خود ‌مي‌پردازند.

ریچارد رو به جیمز ‌مي‌گوید: سورتمه من ‌مي‌تواند در کمتر از یک دقیقه این مسیر را بپیماید و به این ترتیب حتماً زودتر از خودرو تو به انتهای مسیر ‌مي‌رسد‌.

جیمز هم در جواب وی با بالا انداختن ابروهایش ‌مي‌گوید: میتسوبیشی من هم 300 اسب‌بخار قدرت دارد و با داشتن یک سوپرشارژر بزرگ و 400 میخ درهر تایر ‌مي‌تواند این مسیر را به راحتی طی کند. در ضمن جاذبه زمین هم در پایین‌آمدن از تپه به ما کمک ‌مي‌کند‌.

ریچارد با شنیدن این حرف‌ها در جواب با اشاره به قوانین فیزیکی ‌مي‌گوید: سورتمه من برای حرکت بر روی یخ‌ها‌ طراحی و ساخته شده اما خودرو شما ماهیتاً برای این مسیر ساخته نشده است‌.

جیمز میان سال و با تجربه هم با خنده‌ای جالب نگاهی به کفش‌ها‌ی آدیداس و لیز ریچارد انداخته و ‌مي‌گوید: ببین ریچارد، کسی که در این جای لیز و پر از برف و یخ چنین کفش‌ها‌ی لیزی ‌مي‌پوشد نباید در مورد قوانین فیزیک حرفی بزند.

فضای برنامه با این شوخی جیمز از کل کل‌ها‌ی دو مجری جدا شده و به سراغ وسایل مسابقه ‌مي‌رود.

در ابتدا دوربین نمایی نزدیک از یخ‌شکن‌ها‌ی سورتمه نشان داده و بعد هم قهرمان ‌اتومبيل‌راني اروپا را نشان ‌مي‌دهد که به آرا‌مي‌ به سمت خودرو خود ‌مي‌رود تا در پشت فرمان آن قرار بگیرد‌.

راوی برنامه در پس زمینه نشان‌دادن تصاویری از مسابقه‌ها‌ی سورتمه سواری تاکید ‌مي‌کند که موفقیت شرکت‌کنندگان در این مسابقات به شروع خوب است‌.

ریچارد به شدت در حال تمرین است تا بتواند خود را برای قرار گرفتن در سورتمه آماده کند. او با پوشیدن لباس‌ها‌ی ورزشی به تمرین‌ها‌یی از قبیل دویدن سریع و نرمش ‌مي‌پردازد و جیمز هم در این بین به او کمک ‌مي‌کند و حتی زمان دویدن وی را ثبت ‌مي‌کند.

در یک صحنه وقتی ریچارد با تلاش زیاد در حال نرمش و گرم‌کردن خود در هوای بسیار سرد نزدیک پیست است‌، جیمز با یک فنجان قهوه داغ نزدیک او ‌مي‌شود و از او ‌مي‌پرسد: هی ریچارد چه کار ‌مي‌کنی؟

ریچارد هم ‌مي‌گوید : در حال گرم کردن خودم هستم.

جیمز هم بار دیگر با استفاده از طبع شوخ خود به وی ‌مي‌گوید: من هم دارم خودم را گرم ‌مي‌کنم اما با یک فنجان قهوه داغ!

بعد از پایان تمرینات‌، ریچارد در کنار یکی از سورتمه‌ها‌ ایستاده و ‌مي‌گوید: اگر در شروع حرکت یک ثانیه وقت را از دست بدهیم، این زمان در پایان مسیر 3 برابر ‌مي‌شود. در بعضی‌ از‌ جاهای پیست شتابی برابر 5/6 برابر شتاب جاذبه زمین به بدن وارد ‌مي‌شود. بنابراین در این مقاطع باید کاملاً نفس خود را حبس کنیم‌.

یکی از همراهان ریچارد در این سورتمه کسی است که 6 سال در این ورزش تجربه دارد و در مسابقات زیادی شرکت کرده است‌.

بار دیگر دوربین از بالای زمین هر دو پیست را نشان ‌مي‌دهد‌. ریچارد به همراه 3 نفر دیگر در کنار سورتمه ایستاده‌اند و آماده حرکت هستند. جیمز هم در کنار راننده میتسوبیشی نشسته، کمربندش را بسته و کلاه ایمنی خود را بر سر گذاشته.

نفس‌ها‌ در سینه حبس شده است. ثانیه شمار از 12عدد شروع به شمارش معکوس ‌مي‌کند. اگزوز میتسوبیشی با گاز‌دادن‌ها‌ی مدام راننده غرش ‌مي‌کند و سورتمه‌سواران هم در جای خود آرام و قرار ندارند.

ثانیه شمار ناگهان عدد صفر را نشان ‌مي‌دهد و هر دو گروه مسابقه را آغاز ‌مي‌کنند. میخ‌ها‌ی بزرگ تایرهای میتسوبیشی چنان بر زمین چنگ ‌مي‌زنند که برف‌ها‌ی مسیر تا چند متر به عقب پرتاب ‌مي‌شوند. سورتمه‌سواران هم به سرعت شروع به دویدن ‌مي‌کنند و سوار بر وسیله خود ‌مي‌شوند. فیلم‌برداری زیبای برنامه تمام حس مسابقه را به ببیننده منتقل ‌مي‌کند‌.

صحنه از جلوی یخ‌شکن‌ها‌ی سورتمه به تایرهای خودرو تغییر ‌مي‌کند و جیمز را در حالی که به شدت به خاطر مانورهای سریع خودرو در حال لرزیدن است نشان ‌مي‌دهد.

دوربین جلوی خودرو وقتی مسیر را نشان ‌مي‌دهد ببیننده را به درون پیست ‌مي‌برد و وی را جای راننده ‌مي‌گذارد و به این ترتیب تمام حس رانندگی را به او نیز انتقال ‌مي‌دهد.

ریچارد نیز در وسط سورتمه نشسته است. دوربین نصب شده بر روی سورتمه وی را در حالتی بسیار نامناسب نشان ‌مي‌دهد. صدای ریچارد به سختی بالا ‌مي‌آید و او نیز به شدت در حال لرزش است. لرزشی که ناشی از سرعت بالا و پیچ‌ها‌ی تند مسیر است‌.

به خوبی ‌مي‌شد فشار را بر روی سورتمه‌سواران دید‌، چشم‌ها‌ی گشاد شده و فریادهای ریچارد همگی هیجانی دوچندان به بيننده القا ‌مي‌کنند.

ناگهان دوربین به تقلید از فیلم‌ها‌یی چون ماتریکس با حرکت آهسته تصاویر را بدون هیچ‌گونه صدایی پخش ‌مي‌کند تا خود بیننده فارغ از سخنان و روایت‌ها‌ی برنامه‌، تنها با دیدن شرایط واقعی و حالتی که مجری‌ها‌ی در آن قرار گرفته‌اند به قضاوت بپردازد‌.

بالاخره مسیر به پایان ‌مي‌رسد. سورتمه‌سواران با گذشتن از خط پایان درون وسیله خود کم‌کم بلند ‌مي‌شوند و میتسوبیشی هم با دوری 180 درجه در آخر پیست متوقف ‌مي‌شود.

هنوز معلوم نیست کدام یک توانسته‌اند زودتر مسیر را طی کنند. ثانیه‌شمار پیست سورتمه زمان 59 و 68صدم ثانیه را نشان ‌مي‌دهد. ریچارد با خوشحالی زیاد از سورتمه خارج شده و به سمت جیمز ‌مي‌رود. جیمز هم از اتومبیل پیاده شده و کورنومتر خود را نگاه ‌مي‌کند.

اصلاً خوشحال به نظر نمي‌‌رسد. هر دو مجری به کنار هم ‌مي‌رسند‌. خوشحالی بی‌حد و حصری در چشمان ریچارد دیده ‌مي‌شود. میتسوبیشی مسیر را در یک دقیقه و دو ثانیه و 24صدم ثانیه طی کرده بود. به این ترتیب سورتمه توانسته بود با تقریبا 3 ثانیه اختلاف برنده مسابقه باشد‌

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 14:23  توسط وحيد  | 

غوغای مازراتی در تهران

اولین بار که توانستم از فاصله‌ای نه چندان نزدیک یک دستگاه مازراتی را ببینم، دقیقاً دو سال پیش بود، تقاطع خیابان ولیعصر و اتوبان نیایش، صدایی کاملاً جذاب همانند دیگر سوپراسپرت‌ها.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 17:49  توسط وحيد  | 

ملاقات با رنجروور «محمدرضا گلزار» در تهران


 شروع كار شاسي بلند‌هاي انگليسي به اواخر دهه 40 ميلادي باز مي گردد ، جايي كه شركت روور انگلستان به تازگي توانسته بود از ويراني هاي جنگ جهاني كمر راست كند تصميم گرفت براي رقابت با مدل‌هاي جيپ، كه در آن زمان خودروي نظامي ارتش بودند مدلي را طراحي كند. نخستين مدل‌هاي لندروور توسط موريس ويلكس، طراح ارشد روور ساخته شد. چندي بعد با اثبات توانايي‌هاي اين خودرو نمونه هاي موسوم به سري 1، 2 و 3 روانه بازار شد. در سال 1967 مالكيت گروه روور و برند لندروور به شركت ليلاند (كه بعدها با نام بريتيش ليلاند فعاليت كرد) رسيد. بعد از آن بار ديگر مالكيت اين شركت به گروه روور سپرده شد و در سال 1988 گروه بريتيش آئرواسپيس لندروور را در اختيار گرفت. درسال 1994 لندروور توسط کمپانی ب‌ام‌و و سپس در سال 2000 این شرکت انگلیسی توسط کمپانی آمریکایی فورد خریداری شد و با شروع بحران مالی در این شرکت، سال 2008 شرکت تاتاموتورز هند تمام سهام این شرکت را از فورد آمریکایی خریداری کرد و هم‌اکنون لندروور به عنوان زیرمجموعه تاتاموتورز هند محسوب می‌شود. این شرکت دارای دو مدلLand Rover و Rang Rover است که مدل Rang Rover نمونه پیشرفته‌تر و لوکس‌تر با قابلیت‌های بیشتر نسبت به Land Rover است. رنجروور دارای یک مدل اسپرت است که امکانات و تجهیزات بیشتری نسبت به نمونه ساده رنجروور دارد. بعد از چند هفته انتظار اولین رنجروور اسپرت مدل2010 به پایتخت رسید که یکی از سوپراستارهای سینما ایران مالک این خودرو است. با هماهنگی‌های لازم توسط مدیریت هنرکده کیانفر توانستیم ملاقاتی با این SUV لوکس داشته باشیم که در ادامه به آن می‌پردازیم. نسل اول رنجروور درسال 1970 وارد بازار شد، این خودرو در دو مدل 5 و 3 در تولید می‌شد. پیشرانه‌های 8 سیلندر Vشکل در حجم‌های 3.5 لیتری، 3.9 لیتری و 4.2 لیتری تا سال 1996 بر روی این خودرو قرار داشت. البته این مدل در سال 1981 با چهره‌ای جدیدتر وارد بازار شد اما به عنوان نسل جدید شناخته نمی‌شد. نسل دوم در سال 1994 تا 2002 بر روی خط تولید قرار داشت. از این نسل فقط به صورت پنج‌در و با پیشرانه‌های 4 و 4.6 لیتری 8V بنزین‌سوز و 6 سیلندر خطی 2.5 لیتری توربو دیزل که برای ب‌ام‌و بود تولید شد. همچنین جعبه‌دنده‌های مورد استفاده در این نسل از نوع چهار سرعته اتوماتیک و پنج سرعته دستی بود. این نسل با کدP38A شناخته می‌شود. اما نسل سوم در سال 2002 وارد بازار گردید. چهره‌ای جدیدتر و اسپرت‌تر از تفاوت‌ها و برتری‌های این نسل به حساب می‌آمد. از سال 2002 تا 2005 پیشرانه بنزین‌سوز موردنظر در این خودرو از نوع 8 سیلندرVشکل به حجم4.4 لیتر بود که نمونه مورد استفاده در ب‌ام‌و سری 7 است. همچنین برای پیشرانه دیزلی این خودرو که از سال 2000 تا 2006 استفاده می‌شد از یک پیشرانه 6 سیلندر خطی توربودیزل به حجم 2.9 لیتر استفاده می‌شد. دیگر پیشرانه‌هایی که از سال 2006 تا كنون مورد استفاده قرار گرفته است می‌توان به انواع 4.4 لیتریV8 (جاگوار)، 4.2 لیتری سوپرشارژر V8 (جگوار)، 3.6 لیتری توربو دیزل V8 (فورد) و 5 لیتری سوپرشارژر V8 (جگوار) اشاره کرد. اما لندروور برای سال 2010 تنها از 3 پیشرانه استفاده کرده است که این شرکت از همان پیشرانه، 3.6 لیتری توربو دیزل V8 با قدرت 276 اسب‌بخار و گشتاور 640 نیوتن‌متر بهره برده و برای نمونه بنزین‌سوز از دو پیشرانه یک شکل 8 سیلندرVشکل سوپرشارژ به حجم 5 لیتر و قدرت 503 اسب‌بخار استفاده کرده است. تنها تفاوت این دو پیشرانه در گشتاور تولید شده است، پیشرانه در نظر گرفته شده برای کشور انگلستان قادر به تولید حداکثر گشتاور 625 نیوتن‌متر است و در پیشرانه در نظر گرفته شده برای سایر کشورها این عدد به 560 نیوتن‌متر تقلیل یافته است. اما تفاوت‌های دیگر رنجروور اسپرت با نمونه ساده و HST علاوه بر تغییرات مشهود در ظاهر خودرو در داخل کابین نیز گویا است. به طوری که طراحی نمونه معمولی و HST شبیه به هم است ولی در نمونه اسپرت ارگونومی و طراحی کابین کاملاً فرق دارد و بیشتر لوکس‌بودن کابین مد نظر قرار گرفته است. طراحی رنجروور اسپرت ساده و بدون هیجان است. استفاده از خطوط صاف و بدون انحنا در طرفین و دیگر قسمت‌های بدنه طرحی ساده و یکنواخت را خلق کرده است که این موضوع باعث شده تا بسیاری از عابرین توجه چندانی به خودرو نداشته باشند. در قسمت جلو چراغ های مربعی شکل و جلو پنجره مستطیلی با شیارهای لوزی شکل به همراه سپر و هواکش ساده جذابیت خاصی را خلق نمی‌کند و نمونه HST در این زمینه با خطوط منحنی و سپر و جلو پنجره زیباتر، جذاب‌تر از نمونه اسپرت است. در قسمت کناری نیز شیشه‌ها با فرم مربعی و هندسی به همراه رینگ‌های 5 پره آلومینومی 20 اینچ با طرح ساده کمی به یکنواختی خودرو افزوده است. اما دودی بودن شیشه‌ها به همراه رکاب‌های پلاستیکی و هواکش پشت گلگیر جلو حالت اسپرتی را به خودرو بخشیده است. در قسمت عقب خودرو چراغ‌های اسپرت با لامپ‌های LED در کنار سراگزوزهای استیل در طرفین سپر و چراغ خطر سوم LED بر روی براگیر روی سقف حالت اسپرت‌تری را به خودرو بخشیده است. در صندوق عقب را علاوه بر اینکه می‌توان به صورت جداگانه (شیشه و در) باز کرد می‌توان به کمک دکمه مشکی رنگ قرار گرفته در سمت راست در صندوق بار را باز نمود. در بالای این دکمه عبارتSUPERCHARGED و SPORT برای تشخص مدل و نوع پیشرانه حک شده. برای آغاز آزمایش آماده می‌شویم با باز کردن در حس قریبی به شما دست می‌دهد. خودروهای انگلیسی همانند مردم این کشور دارای غرور و تکبر هستند. هرچند كابين مدل‌هاي رنجروور از سوي برخي مورد انتقاد است اما نمي‌توان از لولكس بودن اين كابين گذشت. رنگ‌بندی کابین و طراحی آن بسیار استادانه صورت گرفته است. شما برای انتخاب رنگ داخل کابین که شامل رنگ صندلی‌ها و چوب می‌شود می‌توانید 15 طرح مختلف و زیبا را از روی لیست سفارش انتخاب کنید. رنجروور اسپرت به عنوان SUV فول سایز محسوب می‌شود اما ارتفاع آن نسبت به دیگر خودروهای همکلاس خود کوتاه‌تر است، به همین خاطر ورود به کابین مشکل‌ساز نیست. صندلی‌ها بسیار گود و پهن هستند و به خوبی بدنتان را در خود جای داده است. صندلی‌های جلو که به صورت برقی تنظیم می‌شوند و دارای 3 حافظه هستند قابلیت تنظیم گودی کمر را نیز دارند، همچنین صندلی راننده علاه بر تنظیم ارتفاع قابلیت تنظیم گودی پهلو را نیز دارد. همانند دیگر نسل‌های رنجروور صندلی‌ها دارای زیرآرنجی برای راحتی بیشتر سرنشینان جلو هستند. بسیاری از بخش‌های کابین نظیر تودری‌ها، صندلی‌ها، داشبورد و غربیلک فرمان از چرم طبیعی مشکی و کرم پوشانده شده است. کنسول مرکزی و بخشی از تودری‌ها از چوب طبیعی پوشانده شده و دیگر قسمت‌ها توسط آلومینیوم مزین شده است. کابین بسیار زیباست و حس اسپرت بودن را نیز به سرنشینان القا می‌کند. رنجروور مورد آزمایش دارای سیستم Keyless Go Starter (باز و بسته كردن درها و روشن شدن خودرو بدون کلید) بهره‌مند است. به همین خاطر نیازی ندارید تا سوئیچ خودرو را همیشه همراه داشته باشید. برای روشن کردن خودرو ابتدا پای خودرا برروی پدال ترمز قرار داده و بعد دکمه Start Engine Stop را فشار می‌دهیم. پیشرانه با صدایی جذاب اما بدون ابهت روشن می‌شود و اگر شناختی از این خودرو نداشته باشيد به اشتباه فکر می‌کنيد پیشرانه خودرو 6 سیلندر است، اما پیشرانه 8 سیلندرVشکل 5 لیتری سوپرشارژ رنجروور به نرمی روشن می‌شود. جعبه دنده اتوماتیک را در حالت D قرار می‌دهیم و بعد از آن ترمز دستی را خلاص می‌کنیم. نکته بسیار جالبی که در مورد ترمز دستی می‌توان به آن اشاره کرد این است که تنها یک پدال کوچک با علامت (P) مشخص شده بر روی کنسول مرکزی و در زیر جعبه‌دنده قرار دارد که با انگشتان دست می‌توانید ترمز دستی را خلاص یا درگیر نمایید. حرکت را آغاز می‌کنیم و در همان ابتدای کار پیشرانه را به چالش می‌کشیم. همان‌طور که گفته شد پیشرانه در حالت سکون بسیار بی‌صدا است اما حرکت با دور آرام و آهسته نیز صدایی بسیار جذاب و زیبایی را خلق می‌کند تا نظرتان در همان ابتدای حرکت در مورد خودرو عوض گردد. با سرعتی در حدود 50 کیلومتر در ساعت وارد اتوبان کاملاً خلوت می‌شویم. بخشی از توانایی‌های خودرو در این زمان مشخص می‌شود. رنجروور اسپرت دارای پیشرانه‌ای 8 سیلندر 5 لیتری است، این پیشرانه قادر به تولید 510 اسب‌بخار قدرت در دور موتور6000 و حداکثر گشتاور 625 نیوتن‌متر در دور 2500 تا 5500 بر دقیقه است. خلوت ‌بودن اتوبان این اجازه را به ما می‌دهد تا پدال گاز را محکم تر فشار دهيم. تعویض دنده‌ها در دورهای 5500 به بالا صدای بسیار پرطنین را از پیشرانه و سیستم اگزوز خارج می‌کند. وجود سیستم صوتی و تصویری حرفه‌ای HARMAN/KARDON به همراه11 بلندگو و لذت رانندگی را دوچندان کرده است، مخصوصاً زمانی که موزیک مورد علاقه‌تان را گوش بدهید و به هیچ عنوان متوجه بوق زدن خودروهای پشت‌سر نشوید. عقربه سرعت‌سنج عدد 120 را نشان می‌دهد که با بوق بسیار ضعیفی متوجه شدیم. اما به هیچ عنوان لرزش و صدای اضافی در کابین شنیده نمی‌شد، زیرا عایق‌بندی و کیفیت مواد استفاده شده در خودرو بسیار عالی بودند. سرعت را افزایش داده به مرز 140 می‌رسانیم، تنها نگرانی وجود گشت نامحسوس پلیس بزرگراه بود، در غیر این صورت خلوت بودن اتوبان می‌توانست این کمک را به ما بکند تا از مرز 160 کیلومتر عبور کنیم اما بیشترین سرعتی که با این SUV انگلیسی توانستیم ثبت کنیم 155 کیلومتر در ساعت بود. در حین رانندگی با سرعت 140 کیلومتر تنها صدای ضعیف ورود باد به کابین بود که علت آن باز بودن سانروف برقی بود. در چنین سرعتی سیستم تعلیق خودرو به صورت خودکار ارتفاع خودرو را کاهش می‌دهد و فرمان خودرو را سفت‌تر می‌کند. البته این حالت افزایش سرعت خودرو از مرز 80 کیلومتر در ساعت صورت می‌گیرید. صندلی‌ها به خوبی شما را در خود جای داده و لذت سواری را دوچندان کرده است. اطراف خودرو به خوبی مشخص است و به جرأت می‌توان گفت با این خودرو با کمترین نقاط کور مواجه هستید. کاپوت به خوبی مشخص است و برای دیدن پشت خودرو آینه‌های جانبی به خوبی میدان دید شما را افزایش داده است. برای حرکت با دنده عقب نیز دوربین عقب کمک شایانی به شما خواهد کرد، البته برای پارک کردن خودرو نیز خطوط زرد و سبز که مشخص‌کننده فاصله شما با خودروی پشت‌سری است به خوبی به شما کمک می‌کنند تا خودرو را در بهترین شرایط پارک کنید. برای عکس برداری به قسمتی از شهر می‌رویم که دارای تپه‌های کم ارتفاع است. بهتر بگویم زمین خاکی با ناهمواری‌های غیرقابل پیش‌بینی. بر روی کنسول مرکزی یک اهرم دایره‌ای وجود دارد که 6 حالت رانندگی را نشان می‌دهد. حالت اول جاده پر پیچ و خم، حالت دوم رانندگی معمولی، حالت سوم رانندگی در شرایط برفی و لغزنده، حالت چهارم رانندگی در جنگل و مناطق ناهموار، حالت پنجم رانندگی در بیابان و آخرین حالت رانندگی در شرایط ناهموار و پر دست‌انداز. اهرم را چرخانده و بر روی حالت چهارم قرار می‌دهیم، در این حالت ارتفاع خودرو بالاتر از حد استاندارد می‌آید و سیستم تعلیق کمی سفت‌تر عمل می‌کند. عبور از ناهمواری‌ها برای این خودرو بسیار راحت صورت می‌گرفت. تنها تکان‌های وارده به کابین به علت عبور از ناهمواری‌ها و فرورفتگی‌ها ایجاد می‌شد. یکی دیگر از تجهیزاتی که در این خودرو به چشم می‌خورد سیستم Downhill Assist Control است، این سیستم در زمان فعال بودن این اجازه را به راننده می‌دهد تا در حین پایین آمدن از یک سراشیبی تند پای خود را از روی پدال گاز و ترمز برداشته تا این سیستم به صورت خودکار خودرو را به حرکت درآورد. این سیستم با کنترل گاز و ترمز و سیستم‌های ضد لغزشی، خودرو را بدون هیچ انحراف اضافی در سراشیبی کنترل می‌کند. شما به کمک دکمه‌های موجود روی فرمان می‌توانید کروز کنترل هوشمند، سیستم بلوتوث، تلفن، کامپیوتر مرکزی را کنترل نمایید. در بالای داشبورد یک LCD لمسی 8 اینچی قرار دارد، در پایین این LCD شما قادر هستید سیستم صوتی، راهیاب ماهواره‌ای (GPS)، تلفن و ... را چک کنید. بر روی کنسول مرکزی نیز شما CD چنجر، سیستمESP، سیستم تهویه مطبوع هوا به صورت جداگانه و اتوماتیک را در اختیار دارید. در این قسمت نیز دو عدد جا لیوانی به همراه زیر آرنجی و محفظه‌ای برای یخچال (در صورت سفارش مشتری) به چشم می‌خورد. از دیگر امکانات و تجهیزات این خودرو می‌توان به دوربین عقب، سنسور پارک، چراغ‌های ‌زنون با روشن و خاموش شدن اتوماتیک، قفل دیفرانسیل عقب، فنربندی فعال متناسب با سطح مسیر، صندلی‌های برقی 8 جهته با حافظه یکپارچه آینه‌ها و فرمان، پدال‌های تعویض دنده پشت فرمان (E-GEAR)، ساعت آنالوگ، رینگ‌های آلومینیومی 5 پره 20 اینچ به همراه تایرهای میشلین در اندازه 20R40/275، سنسور باران، 8 عدد کیسه هوا، فرمان تلسکوپی، چراغ مطالعه و نقشه‌خوان و ... اشاره کرد. در پایان می‌توان رنجروور را خودروی مناسب برای تعطیلات آخر هفته محسوب کرد، علاوه بر اینکه رانندگی روزمره نیز با این خودرو بسیار لذت‌بخش و فراموش‌نشدنی است. درپایان ضمن تشکر از آقای محمدرضا گلزار که خودرویشان در اختیار ما قرار گرفت، از مدیریت محترم هنرکده کیانفر جهت هماهنگی‌های لازم تشکر می‌کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 14:50  توسط وحيد  | 

آزمایش فورد تاروس در جزیره کیش

 فورد تاروس 2010 برای اولین بار در نمایشگاه بین‌المللی دیترویت در سال 2009 معرفی شد تا جایگزین سدان فول سایز Five Hundred شود.

آلن مولالی پس از نیابت رییس هیأت مدیره کمپانی فورد، اولین کاری که انجام داد تغییر نام FiveHundred به تاروس بود و پس از آن از طراحان و مسوولان کمپانی خواست تا این نام 25 ساله را دوباره زنده کنند.

بدنه زیبا، پیشرانه نیرومند در کنار مشخصات دیگر باعث شد تا فورد تاروس، سربلند از اغلب تست‌ها و آزمایش‌ها بیرون آید. مشخصات فنی این خودرو نظر پلیس آمریکا را به خود جلب کرد به طوری که پلیس این کشور قصد دارد تا این سدان را در کنار دوج چارجر و فورد ویکتوریا از سال 2011 به خدمت بگیرد. موقعیتی پیش آمد تا در جزیره کیش یکی از 6 دستگاه تاروس موجود را مورد آزمایش قرار دهیم که متن زیر گزارش کاملی از این آزمایش 2 ساعته است.

با مشاهده ظاهر تاروس حتی از فاصله دور، به آمریکایی‌بودن آن پی خواهید برد. بدنه‌ای کشیده و پهن که در جلو با وجود جلوپنجره استیل که دارای یک میله افقی صاف و دو عدد میله شبکه‌ای است در کنار چراغ‌های باریک و کشیده بسیار جذاب جلوه می‌کند.

یکی از جذابیت‌های تاروس، برجستگی روی کاپوت آن است. این کاپوت برجسته که از یک برجستگی کوچک دیگر در وسط بهره می‌برد ظاهری عضلانی به نمای جلو این سدان بخشیده است. بدنه با شیبی اندکی به قسمت عقب می‌رسد. دو چراغ متوازی‌الاضلاع با طراحی زیبا که به وسیله یک نوار باریک استیل به یکدیگر متصل شده‌اند، باعث می‌شود تا نمای عقب پهن‌‌تر از آنچه هست به نظر برسد. قسمت پایین بدنه تماماً با پلاستیک مشکی رنگی پوشیده شده است که در این مدل به دلیل رنگ مشکی خود بدنه، این مورد، به نظر نمی‌‌رسد.

برای ورود به کابین تاروس، همچون مدل‌های نسل جدید فورد از جمله فورد ادج که پیش از این مورد آزمایش قرار داده‌ایم، می‌توان از کد مخصوص عددی استفاده کرد. دكمه‌های لازم برای وارد کردن این کد این بار برخلاف ادج نه بر روی در و نزدیک دستگیره که بر روی حاشیه در و به شکل زیبایی طراحی شده‌اند. پس از باز کردن در سنگین تاروس با فضای بزرگی مواجه شدم که البته با توجه به ابعاد بزرگ بدنه نیز دور از ذهن نبود. صندلی بزرگ و راحت راننده با تنظیمات برقی، از نظر بزرگی شما را به یاد شورولت تاهو می‌اندازد. کنسول میانی بزرگ و پهن با شیب اندکی که دارد دسترسی آسان به تمام امکانات خودرو را به شما می‌دهد. تقریباً تمام کابین به وسیله پلاستیک پوشیده شده است که از کیفیت چندان مطلوبی برخوردار نیست اما با در نظر گرفتن قیمت آن، کاملاً احساس رضایت خواهید کرد. دکمه‌های کنسول میانی نیز بزرگ هستند و کار با آنها راحت است. بی‌صبرانه سوئیچ استارت را چرخانده و آزمایش را آغاز می‌کنیم.

اولین چیزی که پس از رانندگی با تاروس نظر شما را به خود جلب می‌کند، فرمان بسیار نرم آن است که برای سدانی با این ابعاد، کمی بیش از حد نرم احساس می‌شود. به هنگام عبور از اولین میدان در مسیر تست با سرعت حدودی 60 کیلومتر بر ساعت، برحسب عادت فرمان را با یک دست گرفته اما با این فرمان نرم بهتر است از دو دست استفاده کنید. اگر فرمان کمی خشک‌تر بود، لذت رانندگی با آن دوچندان می‌شد.

فورد تاروس با توجه به طول، عرض و ارتفاع 5.15، 2.17 و 1.54 متر، یکی از بزرگترین سدان‌ها در کلاس خود است که در کنار وزن 1821 کیلوگرمی، به هنگام رانندگی با آن کاملاً محسوس است. با توجه به این ابعاد و وزن زیاد، انتظار شتاب مطلوبی از آن نداشتیم. اما تاروس خارج از انتظارمان عمل کرد.

واکنش پیشرانه و همچنین پدال گاز سریع است و با فشردن پدال گاز تا انتها، دور موتور در مدت زمانی که شما دقیقاً یک بار پلک می‌زنید به بیش از 5000 دور در دقیقه می‌رسد و پس از آن تا 6250 دور در دقیقه ادامه می‌یابد. شتاب صفر تا 100 کیلومتر بر ساعت در بهترین حالت 6.42 به دست آمد. پس از آن بدون توقف، پدال گاز را تا انتها نگه داشته و پیش از اتمام مسیر، عقربه سرعت‌سنج عدد 200 را پشت‌سر گذاشته است.

شتاب صفر -30، 30-60، 60-80 و 80-100 کیلومتر بر ساعت تاروس نیز به ترتیب 2.2، 1.6، 0.9 و 1.7 ثانیه اندازه‌گیری شد. این شتاب و سرعت خوب را باید مدیون پیشرانه 6 سیلندر خورجینیDuratec به حجم 3.5 لیتر دانست که می‌تواند 263 اسب‌بخار (در 6250 دور در دقیقه) و 249 پوند فوت گشتاور (در 4500 دور در دقیقه) تولید کند. این پیشرانه که جزو 10 پیشرانه برتر سال 2009 بود به ازای هر کیلوگرم از وزن بدنه 14/0 اسب‌بخار و به ازای هر لیتر از حجم پیشرانه 75.14 اسب‌بخار تولید می‌کند که در سطح متوسطی است چرا که این رقم در کمری 3.5 لیتری 76.5، 77.4 اسب‌بخار بر هر لیتر است. این پیشرانه با مصرف سوخت 13 لیتر در شهر و 8.5 لیتر در بزرگراه اندکی خوش‌اشتها است و به دلیل وزن بالا از رقبای ژاپنی پرمصرف تر است.

باید در نظر داشت که این شتاب و حداکثر سرعت برای یک سدان سنگین وزن و بزرگی چون تاروس مناسب است ولی به یاد داشته باشید که سال گذشته در همین مسیر با سدان اینفینیتیG35 به حداکثر سرعت 267 کیلومتر بر ساعت رسیدیم. رسیدن از سرعت 160 کیلومتر بر ساعت به سرعت بالای 200 کیلومتر بر ساعت بیشترین زمان حداکثر سرعت را به خود اختصاص داد. البته در سرعت‌های بالای 160 کیلومتر بر ساعت فرمان تکان می‌خورد و کوچکترین ناهمواری‌های مسیر، فرمان را تکان می‌داد ضمن اینکه بدنه اندکی لرزش داشت.

نکته‌ای که در هنگام آزمایش به آن برخوردیم آن بود که پای راست راننده به دلیل پهنای زیاد کنسول میانی گاهی اوقات به قسمت کناری برخورد می‌کرد. این امر آزاردهنده نبود اما بهتر بود کمی فضای بیشتر برای پای راست راننده در نظر گرفته می‌شد.

سیستم تعلیق تاروس به لطف بهره گیری از فنربندی محکم کاملاً رضایت بخش است. برای عکس‌برداری از مسیر نسبتاً ناهمواری عبور کردیم که انتظار چنین عملکردی را از کمک فنرهای تاروس نداشتیم. تاروس به خوبی ضربات وارده به کابین را دفع کرده و سرنشینان را در آسایش جابه‌جا می‌کند. تایرهای میشلن با سایز P235/60R17 در جلو و عقب از کارایی خوبی برخوردارند و در راحتی سرنشینان بی‌تأثیر نبودند.

یکی از نقاط ضعف تاروس دید ضعیف به بیرون است که دلیل آن را باید در ارتفاع زیاد داشبورد و ارتفاع کم شیشه‌های جلو و کناری جستجو کرد به طوری که شاید در رانندگی‌های طولانی‌مدت باعث آزردگی راننده شود. همین امر برای ردیف دوم نیز مشهود است. پهنای صندلی‌های جلو و مرتفع بودن داشبورد در کنار کوتاه بودن شیشه‌ها دید ضعیفی را به اطراف برای سرنشینان ردیف دوم به ارمغان آورده است.

در انتهای آزمایش به دلیل کمبود بنزین مجبور شدیم با خاموش کردن کولر، پنجره‌ها را باز کنیم که به مورد جالبی برخوردیم. به هنگام باز بودن پنجره‌های تاروس، باد به شدت درون کابین می‌پیچد به طوری که حتی صدای سرنشین کناری را به سختی خواهید شنید!

یکی از موارد جالب تاروس صندوق عقب بسیار بزرگ آن است که این مورد را باید در DNA این خودرو جست‌وجو کرد چرا که خودروهای آمریکایی از قدیم به صندوق بسیار بزرگ مشهور بودند.

در کل می‌توان فورد تاروس را گزینه مناسبی در کلاس سدان‌های بزرگ باشد.

ظاهر عضلانی و خیره‌کننده آن، فضای بسیار بزرگ و جادار چه در کابین چه در صندوق بار، امکانات مناسب، قدرت و شتاب مطلوب، مصرف سوخت قابل قبول و از همه مهم‌تر، قیمت تمام شده 30 میلیون تومان (در جزیره کیش)، می‌تواند بهترین گزینه را برای خریدار در این محدوده قیمتی رقم بزند، ضمن آنکه هستند کسانی که خودروهای آمریکایی را حتی اگر در سطح پایین‌تری از سایر برندها باشد حاضرند بهای علاقه‌شان به خودروهای آمریکایی را بپردازند و خودروهای ژاپنی را سوار نشوند.

فورد تاروس در رنت کار پاییزه با قیمت روزانه 220 هزار تومان اجاره داده می‌شود و علاقه‌مندان به فورد تاروس می‌توانند با سفر به کیش از راندن این سدان لذت ببرند. در پایان از جناب آقای گودرزی که خودرو خود را برای تست در اختیار ما قرار دادند سپاسگزاری می‌کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 14:45  توسط وحيد  | 

آزمایش رانندگی با نسل جدید کیا سورنتو

 مدل شاسی بلند سورنتو برای اولین بار در سال 2002 توسط کمپانی کره‌ای کیا که در آن سال‌ها تازه جان گرفته بود و سر زبان‌ها افتاد، معرفی شد تا در کلاس شاسی بلندهای کوچک با تویوتا پرادو، هیوندای توسان و خودورهای همرده به رقابت بپردازد.

نسل اول از موفقیت چشمگیری برخوردار شد تا اینکه در سال 2009، کیا نسل دوم این شاسی بلند را با تغییرات عمده‌ای عرضه کرد که از آن جمله می‌توان به بزرگتر شدن و افزودن ردیف سوم در کابین اشاره کرد. درست در زمانی که تمام خودروسازان به خصوص آلمانی‌ها در حال کاهش ابعاد مدل‌های تولیدیشان بودن، کیا مدل سورنتو خود را بزرگتر کرد تا بتواند با هیوندای سانتافه و تویوتا پرادو به رقابت بپردازد. موقعیتی پیش آمد تا یک دستگاه کیا سورنتو 2010 را در جزیره کیش مورد آزمایش قرار دهیم که نوشتار زیر گزارشی کامل از این تست است.

نسل اول سورنتو با چراغ‌های ذوزنقه‌ای جلو، جلوپنجره کوچک در کنار پنل‌های متورم و برجسته، ظاهری معمولی داشت که نمی‌توان آن را زیبا تلقی کرد. اما نسل جدید آن با یک تغییر چهره اساسی مواجه شد که توسط دستان ماهر و خلاق پیتر شرِیِر (طراح اسبق کمپانی آئودی و خالق مدل‌هایی نظیر TTجدید) خلق شده است. طراحی یکپارچه جلو پنجره با قاب کرومی و چراغ‌های باریک با طراحی زیبا که همگی به طور پیوسته و بدون فاصله در امتداد یکدیگر قرار گرفته‌اند، ظاهری تهاجمی و عبوس به قسمت جلو سورنتو بخشیده است.

برجستگی روی کاپوت در مقایسه با نسل اول حذف شده است ولی ارتفاع سپر جلو بسیار بیشتر از نسل قبل است. کناره‌های بدنه نیز کاملاً صاف هستند و گلگیرهای باد کرده و یک فرو رفتگی در قسمت پایینی درها، نمای کنار را تشکیل می‌دهند. طراحی ستون C و انتهای شیشه‌های کناری یکی از مواردی است که بسیار جلب توجه می‌کند و یکی از نقاط قوت طراحی سورنتو جدید به شمار می‌رود. زیبایی طراحی سورنتو جدید را بیشتر می‌توان در نمای عقب جستجو کرد.

چراغ‌های ذوزنقه شکل عقب با تعداد زیادی لامپ LED در کنار فرم شیشه عقب، ظاهری خشن و خیره‌کننده را به این قسمت بخشیده است. چراغ‌های عقب این شاسی بلند کره‌ای به هنگام روشن بودن حقیقتاً چشمان را به خود خیره می‌کنند و از آن چنان نوردهی قوی برخوردارند که حتی در ظهر با وجود درخشش آفتاب نیز می‌توان به روشن بودن چراغ‌های عقب پی برد. در کل می‌توان طراحی نسل جدید سورنتو را بسیار قوی و حتی زیبا دانست که در مقایسه با رقبا نیز برتری‌هایی خواهد داشت. این زبان طراحی جدید که شامل چراغ‌ها و جلو پنجره مشابه می‌شود، به شناسه خودروهای کیا مبدل شده است برای اولین بار در نسل جدید سدان کوچک سِراتو دیده شد.

موقعیت قرارگیری راننده بسیار عالی و بهتر از خیلی از رقبا بود. ارتفاع مناسب شیشه‌های جانبی در کنار شیب متعادل شیشه جلو دید خوبی را از اطراف برای راننده فراهم می‌آورد که از این حیث می‌توان آن را با هیوندای سانتافه مقایسه کرد. پس از قرار گرفتن پشت فرمان، احساس می‌کنید همه چیز باب میل شماست! دید عالی به بیرون، در دسترس بودن تمامی کنترل ها و راحتی صندلی با تنظیمات برقی (که فاقد حافظه است) در این امر نقش دارند.

پیشرانه چهار سیلندر 4 سیلندر خطی سورنتو را روشن کردم ، اما نه صدایی به گوش می‌رسد و لرزشی حس می‌شود. این پیشرانه به قدری آرام است که می‌توان آن را در سطح بهترین شاسی بلندهای این کلاس قرار داد. این پیشرانه با حجم 2.4 لیتر قادر است 172 اسب‌بخار و 166 پوند فوت گشتاور تولید کند. یکی از نقاط قوت سورنتوی جدید، نرمی و واکنش سریع فرمان است. این فرمان، علاوه بر آنکه نسبت به برخی دیگر از شاسی بلندها خوش دست‌تر است، از عملکرد قابل توجهی نیز برخوردار است. در سرعت‌های بالای 120 با عبور از پستی و بلندی های خیابان و به هنگام حرکت در جاده‌های خاکی و ناهموار، این فرمان کاملاً بدون تکان و لرزش و در هر شرایطی مطیع راننده است.

تا به حال، تمام مشخصات فنی سورنتو 2010 رضایت‌بخش بوده، ولی حالا نوبت به پیدا کردن شتاب و حداکثر سرعت می‌رسد. شتاب صفر تا 100 کیلومتر بر ساعت آن برای بار اول 12.3 گرفته شد و پس از چند بار تکرار تست، کمترین زمان به دست آمده 11.9 ثانیه بود (زمان رسمی 10.6 ثانیه اعلام شده است) که چندان انتظارات را برآورده نکرد.

شتاب 80 تا 120 کیلومتر بر ساعت آن نیز 7.6 ثانیه گرفته شد. (اگر به یاد داشته باشید این زمان برای شورلت تراورس که دو سال گذشته تست کردیم 4.9 ثانیه بود) کیا سورنتو توانست در یک مسیر طولانی به حداکثر سرعت 172 کیلومتر بر ساعت دست یابد. پس از عبور سرعت از 120 کیلومتر بر ساعت، پیشرانه به شدت ضعیف عمل می‌کرد و می‌توان گفت که بیشتر زمان گرفته شده برای حداکثر سرعت، از 150 کیلومتر تا 172 کیلومتر بود که می‌توان گفت در این سرعت، سورنتو به نفس نفس افتاد! جالب آنکه حتی در این سرعت‌ها، کمترین صدا از پیشرانه به گوش می‌رسید و لرزشی حس نمی‌شد.

یکی دیگر از نقاط ضعف سورنتو، محل نصب پیشرانه بود. این پیشرانه کوچک، با کمال تعجب به جای اینکه در نزدیکی کابین نصب شود در وسط قرار داشت که همین امر باعث می‌شود تا تقسیم وزن بدنه تا حدودی دچار اختلال شود و وزن پیشرانه به سمت جلو خودرو و دماغه متمرکز شود تا وسط خودرو. این امر در هنگام ترمزگیری، عبور از پیچ‌ها با سرعت زیاد و شتاب گرفتن ناگهانی باعث می‌شد تا دماغه به سمت جلو خیز بردارد (که اصطلاحاً به آن dive یا شیرجه می‌گویند). جالب اینکه حد‌فاصل بین پیشرانه و کابین در حدود 20 سانتی متر است که چنین چیزی در کمتر خودرویی دیده می‌شود.

به هر حال بعد از متعجب ماندن از کار کره ای ها در نصب پیشرانه، سر به بیابان‌ها و مسیرهای خاکی زدیم تا سورنتو جدید را در مسیرهای ناهموار بیازماییم. در اینجا، عملکرد سورنتو قابل قبول و رضایت‌بخش بود. کمک فنرهای مستقل سورنتو در جلو و عقب، تمام ضربات وارده به کابین را جذب می‌کردند و کابین بدون لرزش و آرام بود که در یک خودروی شاسی بلند یک امتیاز محسوب می‌شود. سورنتو مورد آزمایش با وجود اینکه دارای سیستم FWD بود و نیروی موتور را به چرخ‌های جلو منتقل می‌کرد، از چسبندگی و پایداری قابل قبولی در مسیرهای آزمایش برخوردار بود.

سورنتو جدید بر‌خلاف نسل اول که از شاسی و بدنه جداگانه و مستقلی بهره می‌برد، از یک شاسی یکپارچه با بدنه بهره می‌برد که باعث کاهش وزن بیش از 215 کیلوگرم شده است. این امر خود باعث بهبود عملکرد و کاهش مصرف سوخت شده است و شاید بتوان عملکرد خوب سورنتو جدید را چه در جاده‌های آسفالت و چه در مسیرهای ناهموار در همین مورد جست‌وجو کرد. در طول آزمایش نیز کمتر صدایی به کابین نفوذ می‌کرد و حتی صدای حرکت چرخ‌ها بر روی آسفالت حتی در سرعت‌های بالا به طور اندکی احساس می‌شد. این در حالی است که صدای تایرهای شاسی بلندی چون نیسان قشقایی در سرعت‌های بالا آزار‌دهنده است. کابین سورنتو جدید نیز تقریباً بی‌نقص است. کیفیت مطلوب ساخت و مونتاژ قطعات همان طور که در بدنه دیده می‌شود نسبت به نسل پیشین بسیار بهتر است. ادوات موجود بر روی کنسول مرکزی به اندازه کافی بزرگ هستند و تا جای ممکن در قسمت بالا نصب شده‌اند که کار با آنها بسیار راحت است و به هنگام کار با آنها همانند شاسی بلندهای آلمانی سردرگم نمی‌شوید. اغلب شاسی بلندها به دلیل وجود تجهیزات متعدد دارای دکمه‌های کوچکی هستند که برای پیدا کردن دکمه مورد نظر معمولاً با خطا مواجه می‌شوید. فضای پا و سر سرنشینان ردیف دوم مناسب است و شاید بتوان آن را با نسل جدید تویوتا پرادو مقایسه کرد.

ردیف سوم نیز فضای نه چندان کافی برای دو سرنشین بالغ دارد اما اگر کودکان بر روی ردیف سوم بنشینند حتی در سفرهای طولانی مدت کاملاً راحت خواهند بود اگرچه به دلیل بزرگی ستون C دید به بیرون ضعیف است که ممکن است حتی گاهی اوقات کسل‌کننده باشد.

ردیف سوم از سیستم خنک‌کننده و گرمایش مستقلی نیز بهره می‌برد. صندوق بار در صورت استفاده از هر سه ردیف صندلی در مقایسه با رقبایی چون پرادو کوچک‌تر است ولی باید به یاد داشت که پرادو چه از نظر طول و چه از نظر عرض از سورنتو بزرگتر است. از دیگر امکانات کابین می‌توان به دو عدد سانروف، سیستم بلوتوث موبایل، کروز کنترل، ورودی USB وiPOD، مانیتور نمایش عقب بر روی آینه وسط و ... اشاره کرد. این شاسی بلند از ایمنی مناسبی برخوردار است به طوری که در سال 2009 توانست از Euro NCAP جایزه‌ای مبنی بر ارائه حداکثر ایمنی دریافت کند. نسل جدید کیا سورنتو را از هر نظر می‌توان یک شاسی بلند کامل و رضایت‌بخش برای خریدار تلقی کرد. قابلیت‌های خارج از جاده آن همانند یک هامر نیست، شتاب و سرعت یک پورشه کاین را ندارد و از برند قابل افتخاری چون ب ام و نیز خبری نیست اما در عوض کیفیت خوب، ظرفیت 7 سرنشین، فضای مناسب سرنشینان، امکانات خوب، عملکرد مناسب فرمان، مصرف سوخت مناسب در کنار مشخصات فنی رضایت‌بخش، هر آنچه را که از یک شاسی بلند انتظار دارید را برای شما برآورده می‌کند. حتی معایب آن با در نظر گرفتن قیمت 32 میلیون تومانی برای مدل چهار سیلندر فول آپشن (در جزیره کیش) به چشم نخواهند آمد.اگر می‌خواهید شاسی بلندی جادار با سه ردیف صندلی را خریداری کنید در میان تویوتا پرادو، کیا سورنتو، هیوندای وراکروز، هیوندای سانتافه و حتی کیا موهاوی/ بورِگو، کیا سورنتو می‌تواند بهترین گزینه باشد چرا که با کمترین قیمت پرداختی، بیشترین امکانات و مطلوب‌ترین مشخصات را ارائه می‌کند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:7  توسط وحيد  | 

هیوندای جنسیس کوپه ارزان ، پرقدرت و بی رقیب

هیوندای و حضور قدرتمند در بازار آمریکا و اروپا؟ این سوال شاید تا چند سال پیش خنده پاسخ‌دهندگان را به دنبال داشت اما این روزها، برند هیوندای به چنان قدرتی رسیده که نه تنها در بازار‌های جهانی به خوبی از پس رقبایش برمی‌آید، بلکه در مواردی به شدت آن‌ها را تهدید می‌کند تا جایی که گاهی حتی در رویارویی‌های مستقیم با قدرت‌های با سابقه این بازی، پیروز می‌شود تا نشان دهد برنامه‌های بلندمدت مدیران این شرکت کره‌ای به خوبی پیش رفته است و این شرکت می‌رود تا بلایی که ژاپنی‌ها بر سر صنعت خودرو سازی جهان آورده‌اند را این بار بر سر ژاپنی‌ها بیاورد. بخش تحقیق و توسعه شرکت هیوندای که شعبی در اروپا و آمریکا دارد، با درک نیاز خریداران بازار خودرویی جهان، به سرعت مشغول معرفی نمونه‌های جدید است تا از این طریق از بازار رقابتی خودروسازی جهان عقب نماند که نمونه‌های آن از جمله توسان و سانتافه نسل جدید را این روزها در خیابان‌های کشورمان نیز شاهد هستیم. یکی از مدل‌های هیوندای که در بازار‌های جهانی سر و صدای زیادی به پا کرد مدل لوکس جنسیس است که چه در نمونه‌های سدان و چه در مدل‌های کوپه، با حضور قدرتمند در بازار، هماورد می‌طلبند. در این شماره به سراغ جنسیس کوپه به عنوان یکی از جدیدترین و هیجان‌انگیزترین کوپه‌های بازار می‌رویم تا توانایی‌های آن را این بار نه در پیست‌های بین‌المللی که در خیابان‌های تهران بسنجیم.

نخستین نمایش جنسیس کوپه به سال 2008 و نمایشگاه خودروی نیویورک باز‌می‌گردد، جایی که به دلیل استقبال گسترده بازدیدکنندگان از نمایشگاه، مدیران هیوندای متقاعد شدند این مدل را هرچه سریع‌تر بر روی خط تولید قرار دهند.

نخستین نمونه‌های جنسیس در زمستان همان سال راهی بازار کره شد و خریداران آمریکایی در اوایل 2009 مدل‌های کوپه جنسیس را به عنوان نمونه‌های 2010 دریافت کردند. هر چند مدیران هیوندای قاطعانه اعلام کرده‌اند جنسیس کوپه که از شاسی مشترک با مدل سدان جنسیس بهره می‌برد، جانشین مدل هیوندای کوپه (که در بازار‌های جهانی با عنوان Tiburon عرضه می‌شد) نیست اما همچنان گروهی این خودرو را پاسخ هیوندای به خریدارانی می‌دانند که قدرت کم و ساختار دیفرانسیل هیوندای کوپه را نمی‌پسندیدند.

جنسیس کوپه در بازار‌های جهانی با دو موتور 2 لیتری توربو و 3.8 لیتری عرضه می‌شود که مدل مورد آزمایش از نمونه‌های 3.8 لیتری موسوم به Track است که علاوه بر آپشن‌های کامل از فنربندی سفت‌تری نیز بهره‌مند است.

طراحی ظاهری جنسیس استادانه و زیبا صورت گرفته است و هرچند در نمای ظاهری آن قدرت خودرو‌های آمریکایی، اصالت نمونه‌های اروپایی و یا حس جنگجویی مدل‌های آسیایی را نمی‌بینید اما باید نیم‌نگاهی هم به رقم پرداختی و برند خودرو بیندازید تا از خرید خود احساس رضایت کنید. جنسیس کوپه در طراحی راهی متفاوت از مدل سدان را در پیش گرفته و طراحان هیوندای سعی نکرده‌اند حس یک خودروی لوکس را در آن تزریق کنند حاصل کار آن‌ها هر چند در نهایت کره‌ای بودن خود را آشکار می‌کند، اما یک کره‌ای زیبا است که حاصل جسارت شرکتی است که تا چند سال پیش در بعضی از مدل‌هایش حتی آرم خود را نیز بر روی جلو پنجره خودرو نصب نمی‌کرد. در قسمت جلو این چراغ‌های خوش فرم است که در اولین نگاه شما را مجذوب می‌کند. در این قسمت جلو پنجره کوچک، سپر و مه‌شکن‌های لوزی شکل در کنار خطوط روی کاپوت طرحی زیبا را خلق کرده است. درقسمت کناری نیز دو خط مجزا یکی از سوی گلگیر جلو و دیگری از سوی بالای چراغ عقب بر روی درها نقش بسته که زیبایی خودرو را دوچندان کرده است و علاوه بر افزایش آئرودینامیک خودرو حالت خاصی بخشیده است.

درقسمت عقب شیشه کشیده و چراغ‌های باریک با طرحی زیبا در کنار باله اسپرت روی در صندوق بار حس اسپرت بودن را دوچندان کرده است. همچنین وجود اگزوز‌های لوزی شکل در دو طرف سپر را نباید فراموش کرد. در این قسمت هر چند جنسیس نمی‌تواند در مقابل رقبای حاضر در بازار کشور که البته چندان هم زیاد نیستند پیروز قاطع میدان باشد اما بدون شک بازنده هم نخواهد بود ضمن آنکه به لطف جدیدتر بودنش در کنار سایرین به خوبی به چشم می‌آید.

طراحی داخل کابین بسیار زیبا و جذاب است اما سادگی آن را نمی‌توان نادیده گرفت و رنگ‌بندی معمولی چندان هم دل ربا نیست، طوری که با قرار گرفتن پشت فرمان تنها حس اسپرت بودن به شما دست می‌دهد. کنسول میانی یک تکه بوده و تمامی کنترل‌ها در این قسمت به خوبی جای گرفته است. در بالاترین قسمت نمایشگر معمولی برای نشان دادن اطلاعات خودرو قرار دارد.کنسول میانی با پوشش کروم مزین شده و بر روی آن سیستم صوتیinfinity با شش بلندگو و CDچنجر شش خشابی قرار دارد. در پایین‌ترین قسمت نیز سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک قرار دارد. صفحه کیلومترشمار حالتی اسپرت دارد که در مرکز آن کامپیوتر کوچکی جهت نشان دادن مشخصات فنی خودرو جای دارد. صندلی‌ها هر چند کاملاً مناسب هستند اما نه کاملاً راحت و نه کاملاً اسپرت‌اند ضمن آنکه پشت‌سری‌های که به سیستم پیشگیری از بروز ضربات شلاقی در تصادفات مجهز هستند کمی کوچک است.

پیشرانه جنسیس را با دکمه پشت فرمان روشن می‌کنیم تا حرکت خود را آغاز کنیم. جنسیس علاوه بر دارا بودن سیستم ترمزbrembo مجهز به گیربکس 6 سرعته تیپ ترونیک با پدال‌های تعویض دنده روی فرمان ساخت ZFاست. با چنین ویژگی‌هایی شما با پرداخت مبلغی کم رانندگی و سواری یک خودروی اسپرت پرقدرت را کاملاً تجربه می‌کنید.

با توجه به آنکه مدل کوپه جنسیس از شاسی مدل سدان بهره‌مند است اما فاصله بین دو محور 115 میلی‌متر کاهش پیدا کرده است و به 2819 میلیمتر رسیده، همچنین طول، عرض و ارتفاع جنسیس به ترتیب 4630 میلی‌متر، 1864 میلی‌متر و 1384 میلی‌متر است . فضای داخلی کابین بسیار مناسب است و تنها ایراد قابل بیان صندلی‌های ردیف عقب همانند دیگر رقیبان است که برای افراد بلند قد کمی مشکل‌ساز است به خصوص آن که این صندلی‌ها گود هستند و برای سوار پیاده شدن حتماً باید دستتان را به قسمتی از داخل کابین بند کنید.

حرکت را آغاز می‌کنیم، در دور موتور3 هزار صدای بم و گیرای سیستم اگزوز به خوبی شنیده می‌شود و شما را تحریک می‌کند تا در همان ابتدا پرگاز حرکت کنید. شتاب فوق‌العاده جنسیس از همان ابتدا حساب کار را مشخص می‌کند، پیشرانه 6 سیلندرVشکل جنسیس با حجم دقیق 3778 سی سی قادر به تولید306 اسب بخار قدرت در دور موتور 3600 و حداکثر گشتاور266 نیوتن متر در دور 4700 است. چنین نیرویی در دور پایین به همراه وزن 1540 کیلوگرمی خودرو باعث گردیده تا شتاب صفر تا صد جنسیس ظرف مدت زمان 5.7 ثانیه صورت بگیرید. با چنین شتابی شما می‌توانید بسیاری از خودروهای اسپرت داخل کشور نظیر SL350 و ب‌ام‌و 630 را از پیش روی بردارید. تنها رقیب شما ب‌ام‌و 335i بوده که با مجهز بودن به سیستم توربو و قدرت خروجی 306 اسب‌بخار می‌تواند پا به پای شما حرکت کند. در تمامی مراحل آزمایش چسبندگی و هندلینگ فوق‌العاده خودرو به خوبی احساس می‌شود. به خصوص زمانی که با ورود به پیچ‌های تند عکس‌العمل عالی فرمان خیالتان را کاملاً جمع می‌کند و بدون هیچ نگرانی می‌توانید سرعت خود را افزایش دهید.

در تمام مدت رانندگی با جنسیس به هیچ عنوان احساس خستگی نخواهید کرد. عملکرد فوق‌‌العاده و هماهنگ پیشرانه و گیربکس لذت رانندگی را دوچندان کرده به خصوص زمانی که پدال گاز را ناگهانی تا انتها فشار می‌دهید و در این زمان صدای بم سیستم اگزوز هیجان رانندگی را دوچندان می‌کند و بازی فرمان و تایرها آغاز می‌گردد به خصوص اگر سیستم ESP را غیرفعال کنید. نکته‌ای که باید در حین رانندگی به آن دقت کنید میدان دید جلو است شاید در ابتدا کاپوت کشیده برای شما ابعاد خودرو را نامشخص نشان دهد اما زمانی که بر روی صندلی‌ها قرار می‌گیرید قسمتی از کاپوت مشخص می‌شود که برای پارک کردن خودرو و تنظیم فاصله با خودروی جلو مناسب است. با توجه به اینکه خودروی مورد آزمایش تنها چند کیلومتر کارکرد داشته به همین خاطر بعداز چند بار ترمزگیری شدید از ترمزهای دیسکی آن دود سفیدی بیرون آمد که تعجب و نگرانی مالک را به همراه داشت. به همین خاطر پدال ترمز را در ادامه آزمایش کمتر لمس کردیم تا مشکل جدی برای خودرو به وجود نیاید. جنسیس از نظر ایمنی در هنگام تصادف توانسته از موسسه آمریکاییNHTSA پنج ستاره را دریافت کند.

برخی از امکانات و تجهیزات ایمنی و رفاهی جنسیس شامل صندلی برقی رانند، پوشش چرم برای صندلی‌ها، کروز کنترل، سیستم تعلیق گازی، چراغ‌های زنون با سیستم AUTO LIGHT، شش عدد ایربگ، گرمکن صندلی‌های جلو، سانروف، آینه‌های برقی به همراه گرمکن، رینگ اسپرت19 اینچی و ... می‌شود.

جنسیس کوپه در بازار پر رقابت آمریکا به خوبی توانسته پا به پای مدل‌های پایه کامارو، موستانگ و چلنجر به رقابت بپردازد و شاید در ادامه بلند پروازی‌های هیوندای با مجهز شدن به موتور 4.6 لیتری هشت سیلندر مدل سدان با قدرت 375 اسب‌بخار که در صورت اندکی تیونینگ به راحتی به مرز 400 اسب‌بخار هم می‌رسد، در آینده نزدیک بتواند زنگ خطر را برای موستانگ GT، کامارو SS و یا چلنجر R/T و SRT8 به صدا در آورد.

در بازار داخلی نیز هر چند رقبای آمریکایی حضور ندارند اما بازار چندان هم خای از رقیب نیست هر چند جنسیس کوپه با قیمت پایین‌تر خود به خوبی می‌تواند خریداران بیشتری را به سوی خود بکشاند.

لکسوس IS-C300 با پیشرانه 6 سیلندرخورجینی 3 لیتری و حداکثر قدرت 228 اسب‌بخار و شتاب صفر تا صد8.1 ثانیه اولین رقیب جنسیس است. تنها برتری لکسوس، امکانات و آپشن‌های پیشرفته و جدید بوده که برای رسیدن به این خودرو باید مبلغ 97 میلیون تومان پرداخت کنید. رقیب دوم مرسدس بنز CLK350 که چندان رقیب جدی برای جنسیس نیست، پیشرانه 6 سیلندر CLKقادر به تولید 272 اسب‌بخار قدرت و شتاب صفر تا صد 6.4 ثانیه است. در کنار این ارقام برچسب قیمت 140 میلیون تومانی شما را از این خودرو دور می‌کند.

اما آخرین جنگجو ب‌ام‌و 335i با پیشرانه 6 سیلندر خطی به حجم 3 لیتر و قدرت 306 اسب‌بخار است. این پیشرانه با دارا بودن توربو توانسته چنین قدرتی را تولید کند و همانند جنسیس کوپه دارای شتاب بالایی است. 335i کوپه قادر است در مدت زمان 5.5 ثانیه به سرعت 100 کیلومتر دست پیدا کند و نمونه کانورتیبل آن نیز در مدت زمان 5.7 ثانیه که با جنسیس کوپه برابری می‌کند. 335i کوپه دارای رنج قیمت 125 تا 130 میلیون تومان است که شما با چنین مبلغی قادر هستید دو دستگاه جنسیس خریداری کنید، هر چند در آن صورت دیگر در بین دوستانتان به فرد ب‌ام‌و سوار مشهور نیستید اما در مقابل آن قدر پول در حسابتان مانده که یک سدان بزرگ همچون آزرا را خریداری کنید. به نظر می رسد در خرید این خودرو برخلاف رابطه معروف پول و آش چندان برقرار نیست و به راستی بیش از آنچه پرداخت می‌کنید در یافت خواهید کرد و این دقیقاً رمز موفقیت هیوندای در بازار‌های جهانی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 9:34  توسط وحيد  | 

كوپه‌هاي خاص لوكس

باز هم چند دليل براي جلوگيري از دعواهاي پيش‌بيني نشده.

توضيح اول

بي‌دليل بد و بيراه نگوييد. اين مقايسه هيچ هم غلط نيست. فريب نام را نخوريد. هم مرسدس CLK و هم ب‌ام‌و 330 در ايران موجود است.

توضيح دوم

قبلاً يك بار در شماره 122 يك دستگاه 330 با كد E 92 را با يك مرسدس SL 63 مقايسه كرديم. اما آن ب‌ام‌و M -Power بود و اين يكي استاندارد است.

توضيح سوم

در هفته‌نامه خودمان هم يك چنين ب‌ام‌و كوپه‌اي را با لكسوس IS 300C مقايسه كرديم. غافل از اينكه آن روز جفت خودروها كروكي بودند یعنی ب‌ام‌و با کد E 93 انتخاب شده بود.

توضيح چهارم

تقصير ما نيست كه مرسدس بعضي مواقع مدل‌های 280 خود را با پيشرانه‌هاي سه ليتري هم توليد مي‌كند. تازه آيا مگر ب‌ام‌و X 3 با پيشرانه 5/2 ليتري نداريم؟

توضيح آخر

هم CLK و هم سري 3 با كد E 92 با همين مشخصات فني ولي به صورت كانورتيبل (روباز) در ايران رفت و آمد مي‌كنند. اما مهمانان امروز نمونه‌هاي كاملاً مسقف هستند. اين همه را گفتيم تا جاي گلايه نماند. تمام.

مرسدسي عجيب

كافي است با بي‌دقتي او را نگاه كنيد. سريع اشتباه مي‌كنيد. در نگاه از روبه‌رو او را همچون كلاس C نسل گذشته خواهيد ديد. در نماي از بغل يك SL مدل 2007 را مي‌بينيد و در نماي از پشت ناگهان يك Eكلاس به چشمتان مي‌آيد. واضح است كه عميقاً خطا كرديد، او CLK است. يك كوپه تجملي با خواص اسپرت و با حفظ ابهت هميشگي. داستان توليد او كمي پيچيده است. از لحظه تولد يعني سال 1996 تا دقیقاً 1998 او زير دستان دايملر بنز بزرگ شد. بعداً از سال 1998 تا 2007 دايه‌اي به نام دايملر كرايسلر به او رسيدگي كرد و سرانجام از سال 2008 تا همین امسال ، او نهایتاً توسط دايملر AG بزرگ‌تر و خشك مي‌شود. CLK اكنون نسل دوم خود را تجربه مي‌كند. مدل كوپه امروز با نام W 209 هم شناخته مي‌شود. او اولين خودرويي بود كه توسط تيونر معتمد مرسدس AMG ، با لقب Black Series توليد شد. اين خودرو هماني است كه با نام CLK GTR در مسابقات طولاني‌مدت DTM خون آئودي لومان را در شيشه مي‌كرد. در نگاهتان تجديدنظر كنيد. اين مرسدس آنقدرها هم پيرمرد نيست.

جنگجوي باواريا

شايد حتي متعصب‌ترين طرفدار ب‌ام‌و هم تصور نمي‌كرد سري 3 تا اين حد موفق و محبوب شود. خانواده‌اي كه 18 بار تمام در ليست 10 خودروي برتر سال قرار گرفتند. شما امروز يكي از زيباترين‌هاي سري E 9 را مي‌بينيد. بعد از عرضه مدل سدان، در سال 2005 اين خودرو آمد تا به همه و علي‌الخصوص بچه‌هاي اشتوتگارت نشان دهد كه هر زدی يك خورد هم دارد. در حال حاضر علاوه بر آلمان کشورهایی مثل اندونزي، آفريقاي جنوبي، مصر، روسيه، چين و حتي مالزي هم به توليد اين خانواده كمك مي‌كنند. اگر سن 30 سال را رد كرد‌ه‌ايد بهتر است به فكر خريد اين خودرو نباشيد.

به سرعت فني شويم

آنقدر اطلاعات فني داريم كه وقت و صفحه كم مي‌آيد. پس شروع مي‌كنيم. هر دو را با رينگ‌ها و چرخ‌هايي 17 اينچي مي‌بينم. خيالمان راحت شد كه چسبندگي بي‌نظيري داريم. اما بحث ترمزها. در ب‌ام‌و شاهد ديسك‌هاي سوراخ‌دار خنك‌شونده 330 و 290 ميلي‌متري در محورهاي جلو و عقب هستيم. در مقابل مرسدس با ديسك‌هاي كربن سراميكي آمده است كه در جلو و عقب به ترتيب 348 و 336 ميلي‌متر اندازه دارد. شما درون همين CLK براي چهار نفر بيش از 3520 ليتر فضا و در صندوق عقبش دقيقاً 430 ليتر فضا خواهيد ديد. اما ب‌ام‌و 330 با 2461 ليتر فضاي كابين و 276 ليتر حجم صندوق عقب، آن چنان هم جادار نشان نمي‌دهد. هر دو خودرو علاوه بر وزن خود بايد توانايي‌ حمل مقادير بالايي را نيز داشته باشند. مثلاً ب‌ام‌و مي‌تواند تا 1500 كيلوگرم را نيز تحمل كند. اما در مقابل مرسدس توانسته با كمي ركوردزني بيشتر، سر زبان بيفتد. او مي‌تواند بيش از 1700 كيلوگرم بار را هم روي خود حمل كند. شايد مكث‌كردن روي تفاوت‌هاي فني بين اين دو خودرو آنقدرها هم عقلاني نباشد. مرسدس و ب‌ام‌و آنقدر پابه‌پاي هم آمده‌اند كه تفاوت در مسائل فني‌شان موبه‌مو پيش مي‌رود. پس بايد بررسي را به مسيري ديگر برد.

مقايسه امكانات

قلم را برداريد و يادداشت كنيد. سيستم انتقال قدرت CLK روي محور متحرك عقب RWD است. او استاندارد آلايندگي يورو4 را به راحتي پاس كرده بود. جالب است كه با اين اسم بزرگ تنها چهار ايربگ استاندارد دارد.

سيستم‌هاي پايداري و متوقف‌كننده ABS ، ESP و BAS كه ديگر براي او تازگي ندارد. اين خودرو را با كمك سيستم استارت بدون سوئيچ، روشن كنيد. با فيلتر چند لايه گرد و غبار مي‌توان به راحتي با اين خودرو به تهران آمد. سيستم صوتي‌اش شامل راديو CD و شش عدد اسپيكر است كه در صورت تمايل مي‌توان چنجر شش خشابي و تيونر تلويزيون را هم اضافه كرد. در نهايت خريداران رسمي اين خودرو از ستاره ايران (نماینده رسمی مرسدس‌بنز)، مي‌توانند روي 24 ماه گارانتي اين خودرو حساب ويژه باز كنند. نوبت به ريز امكانات ب‌ام‌و رسيد.همانند رقيب سيستم انتقال قدرتRWD است. جعبه‌دنده برخلاف مرسدس كه 7G ترونيك است، شش سرعته استپ‌ترونيك خواهد بود. او از شش كيسه استاندارد هوا بهره مي‌برد. سيستم تهويه مطبوع اين خودرو مي‌تواند به صورت كاملاً دستي، دبي هواي ورودي و خروجي را كنترل كند. يك كاركيت كوچك براي تلفن همراه كه اين همه سروصدا ندارد.

تفاوت سيستم صوتي ب‌ام‌و با مرسدس را حالا مي‌فهميد. قابليت خواندن DVD، بلوتوث و صفحه ناوبري MMI براي كنترل بيش از 60درصد فعاليت‌هاي خودرو. اما اين دو خودرو در جاهايي هم شباهت دارند. مثلاً چراغ‌هاي جلو كه Xenon است يا مكانيزم‌ روشن يا خاموش‌شدن چراغ‌هاAutolight و حتي سيستم چرخش مغزي چراغ با پيچيدن خودرو. در آخر هر دو به حسگرهاي باران و فاصله مجهز هستند.

جمع‌بندي

ب‌ام‌و 330i كوپه خودرويي است پر قدرت مخصوص جوانان. اگر پول بيشتري در جيب داشتيد مدل 335 كروكي را بخريد. مرسدس‌بنز CLK280 يك خودرو با تمام خواص پر ابهت مرسدس‌ است. اگر به دنبال يك سواري كاملاً تر و تميز هستيد قيد اين يكي را بزنيد چون او كمي ناآرام است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 9:26  توسط وحيد  | 

مطالب قدیمی‌تر